عکسهایی به تازگی از گورستانهای زابل منتشر شد، که گورهای نیمه شکسته فضای زندگی گورخوابها را نشان میدهد. این تصاویر بار دیگر مسئلهی بیخانمانها، کارتنخوابها و گورخوابها را بر سر زبانها انداخت و همچنین باعث شد که مسائل استان محروم سیستان و بلوچستان دوباره مطرح شود.
اصطلاح «گورخواب»، نخستین بار در گزارش روزنامه شهروند به کار رفت. در مقالهای به قلم مریم روستایی در روز هفتم دیماه ۹۵ درباره زندگی حدود ۵۰ زن، مرد و کودک در قبرهای گورستان نصیرآباد در حوالی شهرستان شهریار استان تهران. عکسهای تکاندهندهی سعید غلامحسینی، که همراه با گزارش منتشر شد، بر افکار عمومی تاثیر عمیقی گذاشت و واکنشهای بسیاری را برانگیخت.
متاسفانه با آن که در مقطع انتشار آن گزارش توجه بسیاری به رفع مشکلات ایشان شد و افراد و نهادهای بسیاری قول برطرف کردن مشکلات را دادند، اما بنا بر گزارشهای بعدی، به جای یافتن راه رحل، در بیشتر موارد برخورد قهرآمیز و خشونتبار برای راندن آنها از گورستانها صورت گرفت. چنانچه روزنامه شهروند یک سال پس از انتشار گزارش اولیه خبر داد که ساکنان این گورها، «بیابانخواب و یا زندانی شدهاند و برای قبرستان، دیوار و نگهبانی و پاسگاه پلیس گذاشته شده است.» خبرگزاری ایسنا هم نوشت که «گورخوابها ساماندهی نشدند، بیرون انداخته شدند.» به نقل از یکی از این گورخوابها، آنها یک گور داشتند که همین هم با کتک از آنها گرفته شد.
پس از انتشار این مطلب، گزارشهایی نیز درباره پدیده گورخوابی در زابل منتشر شد. این گزارشها واکنش علی اکبر کیخا، امام جمعه زابل، را به دنبال داشت که از بیتوجهی به «شش هزار گورخواب و کارتن خواب» در این شهر انتقاد کرد:
«گلایه من بعد از تمام دفعاتی که سراغ این مردم رفتم، این بود که چرا شرایط ۵۰ گورخواب در تهران آنطور رسانهای شد، مورد توجه همه مسوولان قرار گرفت، همه به مسئله ورود کردند، گرمخانهها آماده شد، اما چرا هزاران گورخواب و کارتنخواب و خرابهخواب در زابل را هیچ مسئولی ندید؟ این آدمها نیازمند توجه ویژه هستند تا از این شرایط نجات پیدا کنند. چرا ۵۰ نفر در تهران اینطور به رسانهها رسیدند، اما ۶۰۰۰ گورخواب و کارتنخواب در منطقه محروم زابل اصلاً به چشم نیامدند؟»
در واکنش به انتشار این عکسها، برخی از مقامات جمهوری اسلامی به انکار موضوع پرداختهاند. مرعشی معاون امنیتی و انتظامی استانداری سیستان و بلوچستان با تکذیب این موضوع اعلام کرد پدیدهای به نام گورخوابی اصلا در زابل وجود ندارد. اما علیم یارمحمدی، نماینده زاهدان در مجلس بیان کرد «شرایط مردم در استان سیستان و بلوچستان به شدت بحرانی است»،
او افزود: «معیشت مردم در این استان اصلا خوب نیست. بیش از ۹۵ درصد مردم این استان به غذا و امکانات تغذیهای مناسب دسترسی ندارند و مطالعات آمایشی نشان میدهد ۷۵ درصد مردم زیر خط فقر امنیت غذایی و درواقع مشابه وضع زندگی مردم در آفریقا هستند. اینها موضوعاتی است که بارها آن را رسانهای کردهایم و نتیجه تحقیقاتش هم وجود دارد و کسی نمیتواند آن را تکذیب کند.»
این نماینده مجلس همچنین گفت: «بسیاری از مردم این استان به دفتر خود من مراجعه میکنند، مردم این استان کسانی هستند که عزت نفس بالایی دارند ولی کار به جایی رسیده که برای تامین حداقل خواستههایشان مجبورند مدام از این نهاد به آن نهاد و از این دفتر به آن دفتر بروند تا شاید کسی شرایط بد زندگیشان را شنید. من دو روز گذشته از سفر به سیستان و بلوچستان برگشتم و شرایط این استان و حتی روستاهای کوچکش را هم رصد میکنم. متاسفانه بحران به قدری زیاد است که نهادهای حمایتی مانند بهزیستی و کمیته امداد امام هم از پس مشکلات مردم این منطقه برنمیآیند.»
سیستان و بلوچستان یکی از استانهای کمتر توسعه یافته و محروم ایران است که بیشترین درصد بیسوادی را در کل کشور دارد. به گفته مقامهای محلی، بسیاری از روستاهای استان مدرسه هم ندارند و کودکان برای رفتن به مدرسه باید کیلومترها پیاده راه بروند.

