مركز حاميان حقوق بشر، حميد مافى – شعبه ٢٦ دادگاه انقلاب اسلامی تهران منحل و قاضی پیرعباسی به دادگاه کیفری منتقل شد. خبر کوتاه اما پرحاشیهای که در رسانههای رسمی جایی نیافته است. اما یکی از زندانیان سیاسی که توسط پیرعباسی محاکمه و به زندان محکوم شده است به مرکز حامیان حقوق بشر میگوید: « خبر صحت دارد. این شعبه تعطیل و پیرعباسی منتقل شده است. اما به کجا، کسی هنوز به يقين نمیداند.»
یحیی پیرعباسی در سال ٨٨ پس از آنکه قاضی حداد به عنوان معاون دادستان تهران منصوب شد، جای او را گرفت. او پیش از اینکه به تهران منتقل شود، در خوزستان همکار جعفر دولتآبادی دادستان بوده و همراه او به تهران منتقل شد.
پیرعباسی با احکام تبعید و محرومیت از حقوق اجتماعی برای فعالان سیاسی، مدنی و روزنامهنگاران در شعبه ٢٦ دادگاه انقلاب تهران مشهور شد. او در چهار سال گذشته حکم زندانهای بلند مدت، تبعید و محرومیت اجتماعی بسیاری از فعالان سیاسی و اجتماعی را امضاء کرده است.
عبدالفتاح سلطانی، احمد زیدآبادی، ضیاء نبوی، ژیلا بنییعقوب،یازرلو، کیوان صمیمی، بدرالسادات مفیدی، مجید دری، شیوا نظری آهاری، مهدیه گلرو، نسرین ستوده، جعفر پناهی، محمد رسولاف، بهمن احمدی امویی، دراویش گنابادی، غلامرضا خسروی و بسیاری دیگر از زندانیان سیاسی ایران از جمله کسانی هستند در سالهای گذشته از سوی پیرعباسی به احکام زندان بلند مدت همراه با تبعید و محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم شدهاند.
قاضی در نقش بازجوی خوب
آنهایی که تجربه رودرویی با پیرعباسی در دادگاه را دارند، میگویند: «برخلاف مقیسه و صلواتی، خوشبرخورد بود. کمتر اتفاق میافتاد که عصبانی شود و یا بد دهنی کند. خیلی مهربانانه برخورد میکرد. اصلا برخوردش با احکامی که صادر میکرد همخوانی نداشت.»
ضیاء نبوی در زندان نامهای به رئیس قوه قضائیه نوشت و توضیح داد که «رای محکومیت او نه متناسب با اتهامات وارده بر او بلکه بر اساس فشار نهادهای امنیتی صادر شده است.» عبدالفتاح سلطانی، وکیل دادگستری و از اعضای کانون مدافعان حقوق بشر هم به دلیل آنچه که عدم وجود سازو کار دادرسی عادلانه عنوان کرد، از حضور و دفاع در دادگاه به ریاست پیرعباسی خودداری کرد.
مهناز پراکند یکی از وکلایی است که با پیرعباسی روبرو شدهاست. او میگوید: « در باره این که میگویند این قاضی با مقیسه و صلواتی و دیگران تفاوت داشت، درست است، به ظاهر اینطور بود. پیرعباسی سعی میکرد بهگونهی رفتار کند که متهم با او احساس راحتی کند اما بعدا از همین فضا سوء استفاده و در رای صادره به گفتههای متهم در همان فضای دوستانه استناد میکرد.»
او میگوید: « پیرعباسی با پنبه سر میبريد. من بار اول که در دادگاه انقلاب با او روبرو شدم، متعجب شدم از این که چقدر آرام است و خوشبرخورد. فضا را به گونهای فراهم میکرد که متهم همه حرفهایش را بزند اما همین حرفها را علیه متهم استفاده میکرد. مثل همان مَثَلِ “بازجوی خوب” رفتار میکرد.»
این وکیل دادگستری میگوید: « رفتارش شباهتهای زیادی با بازجو داشت، همیشه انگار میخواست که از متهم اقراری مبنی بر اینکه اشتباه کرده و یا از راهی که رفته برگشته است، بگیرد و وقتی میدید که متهم همچنان بر موضع خود ایستاده، احکام سنگین صادر میکرد.»
پراکند میگوید: « مدیر دفتر پیرعباسی مستقیما آدم اطلاعات بود و نقش پررنگی در احکام صادر شده داشت. جای تاسف است اما این آقا (ستاریفر) میگفت که پروانه وکالت دارد. یعنی هم وکیل بود و هم رئیس دفتر پیرعباسی و هم مامور وزارت اطلاعات.»
یکی از فعالان مدنی که از سوی پیرعباسی به سال زندان محکوم شده است هم معتقد است:« رفتار او با بقیه قضات دادگاه انقلاب فرق داشت. به ظاهر خوش برخورد بود و سعی میکرد اینطور وانمود کند که به اصول دادرسی پایبند است و به نوعی خودش را دلسوز و نگران متهم نشان میداد.»
او میگوید: « در جلسه دادگاه به من گفت نیازی به وکیل نداری، جرمی مرتکب نشدهای، من خودم تبرئهات میکنم اما بعد از چند وقت سه سال زندان برای هیچ اتهامی که خودش گفته بود، صادر کرد.»
قاضی ایدئولوژیک
افروز مغزی یکی دیگر از وکلای دادگستری است که تجربه رویارویی با یحیی پیرعباسی در دادگاه خانواده و دادگاه انقلاب را داشته است. او در این باره میگوید: «اولین مواجهه من با آقای پیر عباسی در دادگاه خانواده یک تهران بود و به نظر می رسید قضاوت او نه بر مبنای قانون و یا دلایل موجود در پرونده که بر اساس احساسش نسبت به حقانیت یک طرف دعوا است. امری که با توجه به قوانین زن ستیز ایران ، به نفع زنان مراجعه کننده به دادگاه خانواده تمام می شد.
او با اشاره به اینکه این قاضی به همراه جعفری دولتآبادی به اهواز منتقل شد، میگوید: « این شعبه در ماههای اول تلاش می کرد تا خود را برخلاف دو شعبه آقایان صلواتی و مقیسه متعهد به قانون و آیین دادرسی کیفری نشان دهد هر چند پس از مدت کوتاهی او نیز روال دو شعبه دیگر را در پیش گرفت.»
این وکیل دادگستری میگوید: « به نظر من او به کاری که میکرد و رایهایی که صادر میکرد اعتقاد داشت. اینطور نبود که فقط چند خط رای بنویسد، رایهای صادر شده او به نوعی ایدئولوژیک و شبیه بیانیههای سیاسی بود.»
افروز مغزی، پیرعباسی را پیچیدهترین قاضی دادگاه انقلاب میداند و میگوید: « او دو چهره داشت، گاهی در موضع عتاب و تهدید و گاهی در موضع دوستی و نصیحت. تهدید وکلا چه به طور ضمنی و چه صریح از مواردی بود که وکلای حقوق بشر با آن در این شعبه روبرو بودند. در این شعبه بود که آقای اولیاییفر وکیل دادگستری با دستبند و پابند به زندان برده شدند. از دیگر روال های این شعبه تحت فشار گذاردن متهمان سیاسی برای عزل وکلای حقوق بشرى بود»
مغزی معتقد است: « تمامی تلاش وی بر این بود که متهمان سیاسی از اقدامات خود ابراز پیشمانی و ندامت کرده و درخواست بخشش کنند. اما در مواردی که متهم از این امر سرباز می زد سخت ترین مجازات برای وی در نظر گرفته می شد. به خاطر دارم در یک پرونده صرفا به دلیل این که موکل ما حاضر نبود از لفظ گروهک منافقین به جای سازمان مجاهدین خلق استفاه کند برای وی حکم اعدام صادر و به عنوان دلیل به این موضوع استناد کرد »
او میگوید: «پیرعباسی اعتقاد داشت که برای دفاع از امنیت ملی قضاوت میکند . گله او از ان بود که برخلاف اهواز که دست او برای صدور اعدام باز بوده در تهران محدودیت های زیادی در این مورد و جود دارد. در غیر این صورت می توانست با صدور اعدام به این مشکلات پایان دهد.»
حکمرانی فراقانونی
دادگاه انقلاب اسلامی در نخستین روزهای پس از انقلاب به حکم رهبر وقت جمهوری اسلامی تشکیل و در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به عنوان یکی از دادگاههای نظام قضایی به رسمیت شناخته شدهاست.
در سالهای گذشته بسیاری از کارشناسان حقوقی ادامه فعالیت این دادگاه را غیرقانونی دانسته و خواستار اصلاح سیستم قضایی شدهاند. این دادگاه وظیفه رسیدگی به جرایم امنیتی و سیاسی را دارد. تلاش فعالان سیاسی و کارشناسان حقوقی برای تدوین و تصویب لایحه جرم سیاسی و تشکیل هیات منصفه در رسیدگی به این جرایم سیاسی با مخالفت نهادهایی چون شورای نگهبان و قوه قضائیه به نتیجه نرسیده است.
مهناز پراکند در باره فعالیت این دادگاه میگوید: « به عنوان یک وکیل میگویم؛ تمامی احکامی که در این شعبه صادر شده غیرقانونی است. پروندههای تشکیل شده در این دادگاهها منطبق با قانون نیست. از مرحله بازداشت تا تشکیل پرونده در هر یک از این پروندهها میتوان حداقل ١٥ مورد نقض قوانین دادرسی را دید.»
او میگوید: « زمانی ما میتوانیم بگوییم یک حکم به لحاظ حقوقی معتبر است که دلایل و استنادات قاضی از مسیر قانونی به دست آمده باشد. وقتی که متهم در انفرادی مورد آزار روحی و روانی قرار میگیرد، حق دسترسی به وکیل ندارد و ارتباطش با خانواده قطع است و در همین شرایط تحت بازجویی قرار میگیرد، هیچ کدام از آن اطلاعات و اقرارها ارزش قانونی ندارد و نمیتواند مورد استناد برای صدور حکم قانونی قرار بگیرد. برای همین همه احکامی که در دادگاه انقلاب صادر شده، فاقد ارزش قانونی و حقوقی است.»
تنزل یا ترفیع
خبر تعطیلی شعبه ٢٦ دادگاه انقلاب هنوز به صورت رسمی اعلام نشده است اما وکلای دادگستری که در این شعبه پرونده داشتهاند، خبر تعطیلی آن را تائید میکنند و میگویند که پیرعباسی، قاضی این شعبه به دادگاه کیفری منتقل شده است.
دلیل تعطیلی این شعبه نیز کاهش پروندههای مرتبط با دادگاه انقلاب اسلامی عنوان شده است. اما افروز مغزی معتقد است که «کاهش پروندههای سیاسی دادگاه انقلاب نمیتواند دلیل این امر باشد. چرا که این شعبه ها در موارد کم شدن پرونده های سیاسی موظف به رسیدگی به جرايم دیگری مثل قاچاق و خرید و فروش مواد مخدر بودند. به این دلیل احتمالا دلایل دیگری برای انحلال آن وجود دارد.»
او میگوید: «اگر خبر انتقال آقای پیر عباسی به دادگاه عمومی جزایی صحت داشته باشد در حقیقت به نوعی تنزل مقام او محسوب می شود. دلیلش ممکن است که به دلیل ویژگیهای فردی او و یا اختلافهای درون سیستم باشد. »
مهناز پراکند هم میگوید: «طبق قانون تعداد شعب دادگاهها در اختیار رئیس قوه قضائیه است و با نظر او شعبهای تشکیل یا منحل میشود، حالا دلیل انحلال این شعبه چه بوده مشخص نیست. اما شاید بی ارتباط به تلاش جمهوری اسلامی برای ترمیم چهره بینالمللیاش نباشد.»
او میگوید: «اگر خبر بازگشت او به دادگاه کیفری صحت داشته باشد، نوعی تنزل مقام برای این قاضی به شمار میآید. این در حالی است که او انتظار پاداش داشت و در صحبتهایش این میل به ترفیع پیدا بود. به هر صورت خدمت زیادی به نهادهای امنیتی کرد و شاید این تنزل، وجدان او و دیگر قضات را بیدار کند.»
حال دلیلش هر چه باشد داستان شعبه ٢٦ دادگاه انقلاب و قاضی پیرعباسی به پایان رسیده است در حالی که بسیاری از فعالان سیاسی و مدنی و روزنامهنگاران با حکمهایی به امضاى او همچنان در زندان و محرومیت از حقوق اجتماعی به سر میبرند. نام پیرعباسی دو سال پیش از سوی اتحادیه اروپا در لیست تحریمشوندگان به دلیل نقض حقوق بشر قرار گرفت.
