مرکز حامیان حقوق بشر
  • درباره ما
  • خبر
  • گزارش
  • دیدگاه
  • اسناد
    • اسناد داخلی
    • اسناد بین‌المللی
      • غیر الزام‌آور
      • الزام‌آور
  • آموزش
  • حقوق بین الملل
    • سازمان بین المللی کار
      • ساختار سازمان
      • مقاوله نامه ها
      • توصیه نامه ها
  • چند رسانه ای
  • تماس با ما
  • انتشارات
    • بیانیه مشترک – وضعیت وکلا و حق دسترسی به وکیل مستقل
  • English
اخبار

نگاهی کوتاه به توصیف‌ شعرگونه‌ی نرگس محمدی از زندان زنان زنجان

by alirezaeditor جولای 1, 2020
جولای 1, 2020 785 views
نرگس محمدی

مرکز حامیان حقوق بشر: یک زن، یک مادر، یک فعال سیاسی، یک شهروند دغدغه مند، نرگس محمدی، زندان زنان زنجان را در شعری به تصویر کشیده است. زندانی که در جلو آن رو به آزادی و در عقبش به محل اعدام باز می شود. شعری که بی شباهت به سروده‌ی مشهور احمد شاملو نیست و شاید پاسخی باشد به آن شعر از نگاه و زبان زنانی که عرف و حکومت و فرهنگ ایران آنان را تبدیل به قربانی کرده است. قربانیانی که به دست پدران‌شان کشته می‌شوند یا همسران‌شان آنان را تکه تکه می‌کنند و سر می‌برند بی‌این که عدالتی آنان را مجازات کند.

شاملو از مردانی می‌گوید که در زندانی تودرتو گرفتار حبسند:

«در این جا چار زندان است / به هر زندان دو چندان نقب / در هر نقب چندین حجره / در هر حجره چندین «مرد» در زنجیر».

و ادامه می‌دهد: «از این زنجیریان یک تن / زنش را در تب تاریک بهتانی / به ضرب دشنه‌ای کشته‌ست»

و نرگس محمدی در جوابی تلویحی به شاملو می‌گوید:

«شهریور ۹۶ صبح به وقت اذان / بردند زنی را از در عقب بیرون، داربانان / به دار آویختند چو هم‌جرمان، به جرم کشتن شوهران ».

شاملو از مردانی حرف می‌زند که به جرم کشتن زنان‌شان در حبس‌اند و بعد از سالی حبس و زندان از محبس خلاص می‌شوند اما نرگس زنانی را به تصویر می‌کشد که به جرم کشتن مردان‌شان اعدام شده‌‌اند. زنانی که همسران‌شان طبق قوانین ایران اجازه همخوابگی با بی‌‌شمار زن را دارند اما اگر خودشان به خواست دل‌شان به مردی دیگر متمایل شوند، نتیجه‌اش سنگسار شدن است.

اگر شاملو در شعری سروده بود که: «خدایا دختران نباید خاموش بمانند / هنگامی که مردان نومید و خسته پیر می‌شوند»، نرگس محمدی این‌بار می‌گوید: «ای مردان / تنها با فنایتان [گشوده] خواهد گشت راه رهایی برای زنان؟»!

متن شعر نرگس محمدی را که پیشتر توسط کانون مدافعان حقوق بشر منتشر شده است در زیر بخوانید:

من اینجا هستم، بین چهار دیوار بلند سرد و سیاه…

زندان قربانیان بی‌رنگ

هر یک، چکیده و عصاره رنج و آه

بر سردر زندان ما کوبیده‌اند به رنگ سیاه

حجاب، در دنیا و آخرت مایه سعادت و رفاه

در داخل این کشتنگاه

زنان

در نشئه جهنمیِ کریستال‌ها، می‌کشند شور جوانی را،

کارگران جنسی، قربانیان در بسترگاه

سیاه می‌کنند سرخی عشق و زندگانی را

پس از عمری همخوابگی با مردها

حسرت می‌کشند بوسه عاشقانه را، زمزمه ترانه را

زنی نابینا، به اتهام تاسیس خانه فساد و فحشا

برآورد می‌کند قیمت بدن‌ها را

در تاریکی شب، کنج زندان

دختری عاصی، لخت و بی‌پروا

می‌خواهد یک مرد را

زنی از شدت فقر، دزدیده یک عدد پفک‌نمکی

برای کودک گرسنه لاغر اندامکی

چه نیک، ماموران عدالت او را یافته و کرده‌اند داغکی، در این محبس پر فلاکتی

در شهری که مردان

آزادند هم‌بستر باشند با بی‌نهایت زنان

زنی شوهردار، به جرم دلباختن به مردی دیگر، در پستو و نهان

سال‌هاست می‌زید زیر حکم شرع، سنگباران، محروم از دیدن فرزندان

من اینجا هستم، بین چهار دیوار بلند سرد و سیاه…

زندان ما دو در دارد

در جلو، برای آزادی‌ست

در عقب، در پشت قرنطینه، برای اعدام، برای آویزانی‌ست

باری، در این سرزمین، برای زن، آن هم نوعی رهایی‌ست

شهریور ۹۶ صبح به وقت اذان

بردند زنی را از در عقب بیرون، داربانان

به دار آویختند چو هم‌جرمان، به جرم کشتن شوهران

شهریور ۹۸ صبح، زمان حی علی الصلاه

بردند زنی دیگر، سکینه شد اعدام، اما پس از تحمل ۱۱ سال حبس، جگرخون

دیده بودم او را سال ۹۱، جوان، زیبا با صورتی گلگون

ای زنان شوریده

کی‌ست نداند راه جدایی و رهایی نیست کشتن

تا به کی حق طلاق نداشتن

خواهد کرد زنان را آبستن

آبستن رنج و حسرت و عاقبت دار آویختن

ای مردان

تنها با فنایتان خواهد گشت راه رهایی برای زنان؟

البته در عقب، پشت قرنطینه، راه بی‌جبران

من اینجا هستم، دست بسته، در میان بغض و طوفان

آویخته بر صلیب درد، چنگ می‌زنم بر آسمان کوچک و تیره زندان

ناگهان صدایی در بلندگو می‌پیچد

بازدید، بازدید، می‌آیند مسئولان روحانیون و دادستان

چادرت را سر کن

کنار تختت بنشین

سرت باشد پایین

در نیاید صدایتان

خنده مطلقاً ممنوع

زنان آزرم گون و پشیمان

سر می‌کنند خم تا نشان دهند هستند پشیمان

یکی می‌گوید ای وای قرآن

یکی رحل‌ها را می‌کند وسط نمازخانه ویلان

رویش می‌چینند تند و تند قرآن

من مانده‌ام در این میانه حیران

هر کس نداند فکر می‌کند

گویی اینجاست عبادتگاه از صبح اذان تا نیمه‌شبان

وای بر آنکه می‌نامندش دین‌مان

سرگذشت هر یک از این زنان

می‌کند نتیجه حکومت را عیان

رخسار رنگ‌پریده این رنج دیدگان

می‌کند راه مبارزه را نمایان

اینجاست تبلور نقض حقوق بشر، عریان

غروب زندان، بلند می‌شود صدای ترانه باران

زنان می‌نشینند روبه‌روی تلویزیون، دست زنان

یک روز ایوان بند، صدا را بلند می‌کند تا آسمان:

سلام عالی‌جناب عشق، فرشته اذان

عشق بر وسط پیشانی، یک زخمی که همیشه می‌مانی

یک روز صدای حجت گم می‌شود در نای زنان:

«خیال خنده‌های تو شد آرزوی هر شبم

به چشم‌های تو قسم که جان رسیده بر لبم.»

یک روز هم آوازیم با بهرام:

«آرام‌آرام آتش به دلم زدی

بنشین که خوش آمدی، رویای من

ای تو این جان من شوق چشمان من.»

چشمانی تر است و لب‌ها خندان

پیر و جوان می‌رقصند زیبا و طنازان

ناگهان صدا بلند می‌شود از بلندگو

صدای تلویزیون را کم کنید همین الان

چه خبر است در این زندان؟

به خود می‌نگرم، هستم در میان زنان، شاد و رقصان

هنوز هستم زیر تیغ پرونده جدید، اتهام برپایی رقص و بزم در آن زندان

با شکایت رئیس زندانبان اوین، وزارت اطلاعات حکومتیان

وه چه خوش است بستن عهد و پیمان با این زنان

زیر لب زمزمه می‌کنم: زنده باد زنان سرزمینم ایران

از مریم و توران زنجان، تا زینب جلالیان و ندا آقا سلطان

در خیالم پَر می‌کشد تا تهران، به میان هم‌بندان، هم‌رزمان

می‌خوانم با مریم اکبری، ارس، آتنا و لیلا، فریاد زنان

قفس را بسوزان، رها کن پرندگان را، بشارت دهندگان را

که لبخند آزادی، خوشه شادی، تا سحر بروید

سرود ستاره را موج چشمه به آهوان بگوید

ستاره ستیزد، شب گریزد و صبح روشن آید

لبخند و شادی سوی وطن آید.

نرگس محمدی (زندان زنجان)

 

0
FacebookTwitterPinterestTelegramEmail

Related Posts

مصونیت قضایی

قهرمانان کولبر

بیانیه مشترک ۱۱ انجمن‌ وکلا و سازمان‌ بین‌المللی...

مسئولیت حفظ جان و سلامت محمد نجفی با...

قوه قضائیه جایگاه واقعی خود که همانا دادگستری...

از پرونده سازی علیه وکلای دادگستری مدافع حقوق...

تریبون آزاد وکلا حمله به نشست وکلای دادگستری...

تریبون آزاد وکلا محکومیت وکیل علی کردی را...

زن در رسانه چهارم تا ده مرداد ماه...

زن در رسانه – 28 تیر تا 3...

News

  • سلول انفرادی برای هر موجود زنده‌ای شکنجه است/ گفتگو با نرگس محمدی

    می 31, 2021
  • کابوس شبانه

    آوریل 22, 2017
  • یاد و خاطرات مهری جعفری همواره مانا و زنده است

    آگوست 12, 2021
  • کنوانسیون آزادی اجتماعات

    فوریه 13, 2014
  • مرگ در زندان؛ ردپای شکنجه

    جولای 21, 2014

تریبون

  • كاوه بهشتي زاده وكيل معاضدتي سال در انگلستان شد

    جولای 7, 2017
  • تحلیل حقوقی قانون جرایم رایانه ای به زبان ساده- قسمت هشتم

    آگوست 19, 2014
  • Facebook
  • Twitter
  • Instagram
  • Youtube

@2020 - All Right Reserved. CSHR.ORG.UK

مرکز حامیان حقوق بشر
  • درباره ما
  • خبر
  • گزارش
  • دیدگاه
  • اسناد
    • اسناد داخلی
    • اسناد بین‌المللی
      • غیر الزام‌آور
      • الزام‌آور
  • آموزش
  • حقوق بین الملل
    • سازمان بین المللی کار
      • ساختار سازمان
      • مقاوله نامه ها
      • توصیه نامه ها
  • چند رسانه ای
  • تماس با ما
  • انتشارات
    • بیانیه مشترک – وضعیت وکلا و حق دسترسی به وکیل مستقل
  • English
  • درباره ما
  • خبر
  • گزارش
  • دیدگاه
  • اسناد
    • اسناد داخلی
    • اسناد بین‌المللی
      • غیر الزام‌آور
      • الزام‌آور
  • آموزش
  • حقوق بین الملل
    • سازمان بین المللی کار
      • ساختار سازمان
      • مقاوله نامه ها
      • توصیه نامه ها
  • چند رسانه ای
  • تماس با ما
  • انتشارات
    • بیانیه مشترک – وضعیت وکلا و حق دسترسی به وکیل مستقل
  • English
@2020 - All Right Reserved. CSHR.ORG.UK