38 سال از ناپدید شدن احمد متوسلیان یکی از فرماندهان جنگ ایران و عراق که پس از عملیات آزادی خرمشهر به لبنان اعزام شده بود میگذرد.
در حالی که مقامهای جمهوری اسلامی از جمله علی خامنهای بارها ادعا کردهاند که متوسلیان زنده است و خواهان بازگرداندن وی به ایران شدهاند، خبرگزاری مهر 13 تیرماه یادداشتی را از احسان محمدحسنی رییس سازمانی سینمایی اوج وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منتشر کرد که از کشتهشدن متوسلیان در لبنان خبر میداد.
در حالی که مقامهای جمهوری اسلامی از جمله علی خامنهای بارها ادعا کردهاند که متوسلیان زنده است و خواهان بازگرداندن وی به ایران شدهاند، خبرگزاری مهر 13 تیرماه یادداشتی را از احسان محمدحسنی رییس سازمانی سینمایی اوج وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منتشر کرد که از کشتهشدن متوسلیان در لبنان خبر میداد.
محمدحسنی گفته بود: «پس از ۳۸ سال از واقعه تلخ ربوده شدن چهار دیپلمات ایرانی، به جای تجسم و تصور و تخیل، خبر آوردهاند که فاتح راستین خونین شهر، حاج احمد متوسلیان و سه همرزم او «سیدمحسن موسوی»، «تقی رستگار مقدم» و «کاظم اخوان» پس از ربوده شدن و سپری کردن ایام کوتاهی در اسارت نیروهای مزدور شبه نظامی فالانژ وابسته به رژیم صهیونیستی، در ساحل مدیترانه تیرباران شدهاند و محل دفن ایشان هم مشخص است».
انتشار خبر کشتهشدن متوسلیان واکنشهای مختلفی را در پی داشته است. شیرین عبادی حقوقدان، همزمان با انتشار اخبار ضد و نقیض درباره مرگ و زندگی متوسلیان، در یادداشتی گفته است که جمهوری اسلامی مردم ایران را محرم نمیداند و آنان را حتی از مرگ یک فرمانده جنگ نیز مطلع نمیکند.
به گفته عبادی، با این که جمهوری اسلامی مردم را محرم نمیداند اما شهروندان ایرانی درک و شعور کامل را برای فهم دغل و فریب و جنایت جمهوری اسلامی دارند. بنابراین «نه اسیرسازی سه دهه پیش میشوند و نه تابوتسازی امروز شما بر آنها اثری ندارد».
متن کامل یادداشت خانم عبادی را در زیر بخوانید:
مردم همیشه نامحرماند حتی برای اطلاع از مرگ یک فرمانده جنگ
احمد متوسلیان یکی از فرماندهان جنگ ایران و عراق بود که او را فرمانده آزادی خرمشهر میدانند. به گفته اخبار رسمی حکومت ایران، او در سال ۶۱ در بحبوحه جنگ، برای عملیاتی به لبنان فرستاده شد، اما در آنجا به همراه دو دیپلمات و یکی از عکاسان خبرگزاری جمهوری اسلامی ربوده شد. تا اینجای این خبر در طی این ۳۸ سال، خبر منابع رسمی حکومت ایران است. در عین حال برخی سالهاست با گوشه و کنایه و گاهی با صراحت به مرگ او اشاره کردهاند.
اما این روزها حاکمان ایران بعد از ۳۸ سال فیلشان یاد هندوستان کرده و برخی تازه از پیدا شدن قبر او سخن میگویند. ماجرا چیست؟
اما این روزها حاکمان ایران بعد از ۳۸ سال فیلشان یاد هندوستان کرده و برخی تازه از پیدا شدن قبر او سخن میگویند. ماجرا چیست؟
چه کسی و چرا دروغ میگوید؟
خبرگزاری مهر روز جمعه ۱۳ تیرماه به نقل از مسئول سازمان هنری رسانهای اوج که وابسته به سپاه است، نوشته که احمد متوسلیان وابسته نظامی سفارت ایران در بیروت و سه همراهش «پس از ربوده شدن» در ساحل مدیترانه توسط نيروهای لبنانی فالانژ مسيحی وفادار به سمير جعجع «تیرباران شدهاند و محل دفن ایشان هم مشخص است».این خبر جنجالی به راه انداخته است. زیرا در همین چند سال اخیر نیز بارها در محافل رسمی سیاسی در مورد مرگ او تردید شده بود. مثلا سال ۹۵ سیدعلی خامنهای در دیدار با خانواده احمد متوسلیان برای بازگشت او دعا کرده است و حسین دهقان، اولین وزیر دفاع دولت حسن روحانی با قاطعیت گفته بود که او زنده و در اختیار اسرائیل است.در حالی که با انتشار خبر مربوط به مرگ او، بعضی از مطلعان، خبرنگاران یا مستندسازان حوزه جنگ یا کسانی که در لبنان فعالیت کردهاند از جمله محمدجواد اکبرین، حمید داوود آبادی و حسین دهباشی نوشتهاند که سالهاست از مرگ او و محل دفنش باخبرند و اطمینان دادهاند که این موضوع را سفارت ایران در لبنان نیز میدانسته است.و عجیب اینکه همه این افراد تاکید کردهاند که هربار که خواستهاند از این ماجرا سخن بگویند یا فیلمی ساخته شده، بخش مربوط به مرگ متوسلیان سانسور شده یا آنها از گفتن آن باز داشته شدهاند.
خبرگزاری مهر روز جمعه ۱۳ تیرماه به نقل از مسئول سازمان هنری رسانهای اوج که وابسته به سپاه است، نوشته که احمد متوسلیان وابسته نظامی سفارت ایران در بیروت و سه همراهش «پس از ربوده شدن» در ساحل مدیترانه توسط نيروهای لبنانی فالانژ مسيحی وفادار به سمير جعجع «تیرباران شدهاند و محل دفن ایشان هم مشخص است».این خبر جنجالی به راه انداخته است. زیرا در همین چند سال اخیر نیز بارها در محافل رسمی سیاسی در مورد مرگ او تردید شده بود. مثلا سال ۹۵ سیدعلی خامنهای در دیدار با خانواده احمد متوسلیان برای بازگشت او دعا کرده است و حسین دهقان، اولین وزیر دفاع دولت حسن روحانی با قاطعیت گفته بود که او زنده و در اختیار اسرائیل است.در حالی که با انتشار خبر مربوط به مرگ او، بعضی از مطلعان، خبرنگاران یا مستندسازان حوزه جنگ یا کسانی که در لبنان فعالیت کردهاند از جمله محمدجواد اکبرین، حمید داوود آبادی و حسین دهباشی نوشتهاند که سالهاست از مرگ او و محل دفنش باخبرند و اطمینان دادهاند که این موضوع را سفارت ایران در لبنان نیز میدانسته است.و عجیب اینکه همه این افراد تاکید کردهاند که هربار که خواستهاند از این ماجرا سخن بگویند یا فیلمی ساخته شده، بخش مربوط به مرگ متوسلیان سانسور شده یا آنها از گفتن آن باز داشته شدهاند.
واقعا چرا؟ چگونه ممکن است که سفارت ایران در لبنان از مرگ احمد متوسلیان باخبر باشد و خبرنگاران و مورخان معاصر هم از آن باخبر باشند، اما فرمانده کل قوا بیخبر بماند و نزد خانواده او برای بازگشتش دعای خیر بخواند؟! آیا ممکن است که خامنهای از کشته شدن این فرد بی خبر بوده باشد؟! پس علت ۳۸ سال دروغگویی و پنهانکاری چیست؟
و این روزها چه خبر است؟ چرا حکومت ایران با کارگردانی سپاه تصمیم گرفته است از طریق برخی وابستگانش پروژه تبلیغاتی دیگری را با اعلام شهادت احمد متوسلیان به راه بیندازد؟
در ادامه خبرهای پر رمز و راز منتشر شده در مورد کشته شدن احمد متوسلیان عدهای نیز از دلایل سفر او را زیر سوال بردهاند.
رازهای سربه مهر جنگ و سپاه
مثلا قاسم میرزایی نیکو که سابقه کار کردن با سپاه و وزارت اطلاعات را دارد و بعدها نماینده مجلس شد، با احمد متوسلیان در جنگ کار کرده است. او در مصاحبهای با روزنامه قانون از اختلاف شدید بین احمد متوسلیان و محسن رضایی که در آن زمان فرمانده سپاه بود سخن گفته و با صراحت نیز گفته است که حکومت ایران در قبال ربوده شدن متوسلیان رئیس دانشگاه امریکایی بیروت که فردی به نام دیوید دُج بود را ربود تا با او معاوضه کند. اما محسن رضایی مانع این مبادله اسیر شد و به جای آن عدهای از اسرای سوری آزاد شدند و مقداری مهمات نظامی به ایران داده شد.یعنی برای کل جمهوری اسلامی چند فقره اسلحه از جان فرمانده فاتح خرمشهر، دو دیپلمات و یک خبرنگار مهمتر بود؟ و اگر نبود در این ۳۸ سال محسن رضایی چه نفوذی در حکومت داشته که هرگر کسی نپرسیده که دلیل ماموریت متوسلیان آیا دور کردن او از جنگ یا به قول میرزایی نیکو اختلاف شدیدش با متوسلیان بود؟ و در این صورت آیا او در کشته شدن متوسلیان نقش داشته است؟همه با گوشه و کنایه از اختلاف و روشن نبودن موضوع و پر رمز و راز بودن این مرگ حرف میزنند. در حالی که از همین زمزمهها پیداست که موضوع بر همگان روشن است اما کسی جرات نمیکند با صراحت آن را بپرسد!
مثلا قاسم میرزایی نیکو که سابقه کار کردن با سپاه و وزارت اطلاعات را دارد و بعدها نماینده مجلس شد، با احمد متوسلیان در جنگ کار کرده است. او در مصاحبهای با روزنامه قانون از اختلاف شدید بین احمد متوسلیان و محسن رضایی که در آن زمان فرمانده سپاه بود سخن گفته و با صراحت نیز گفته است که حکومت ایران در قبال ربوده شدن متوسلیان رئیس دانشگاه امریکایی بیروت که فردی به نام دیوید دُج بود را ربود تا با او معاوضه کند. اما محسن رضایی مانع این مبادله اسیر شد و به جای آن عدهای از اسرای سوری آزاد شدند و مقداری مهمات نظامی به ایران داده شد.یعنی برای کل جمهوری اسلامی چند فقره اسلحه از جان فرمانده فاتح خرمشهر، دو دیپلمات و یک خبرنگار مهمتر بود؟ و اگر نبود در این ۳۸ سال محسن رضایی چه نفوذی در حکومت داشته که هرگر کسی نپرسیده که دلیل ماموریت متوسلیان آیا دور کردن او از جنگ یا به قول میرزایی نیکو اختلاف شدیدش با متوسلیان بود؟ و در این صورت آیا او در کشته شدن متوسلیان نقش داشته است؟همه با گوشه و کنایه از اختلاف و روشن نبودن موضوع و پر رمز و راز بودن این مرگ حرف میزنند. در حالی که از همین زمزمهها پیداست که موضوع بر همگان روشن است اما کسی جرات نمیکند با صراحت آن را بپرسد!
مردم بیخبرند اما ابله نیستند
و مهمتر اینکه در این چهل و یک سال بعد از انقلاب همیشه بین مردم و حکومت دیواری بوده که مردم نامحرم محسوب شدهاند. اخبار دروغی که بهظاهر به اسم مصلحت نظام گفته شده در واقع بر اختلافات و حتی جنایات حکومت هم علیه مخالفانشان و هم حتی علیه بعضی از خودیهایشان پرده کشیده است. اما مردم همیشه غیرخودی بودهاند. از ترور دانشمندان هستهای گرفته، که به خانوادهها عمدا و به دروغ میگقتند مقصر را گرفته و مجازات کردهاند، تا قتلهای زنجیرهای که یک مامور را قربانی و واجبیخور کردند تا مهرههای اصلی آزادانه به کارشان ادامه بدهند، تا لاپوشانیهایی که در فساد مالی و کلان کشور میشود، … و حالا هم این فرمانده جنگ که مردم نه دانستند چرا به لبنان رفت، نه دانستند چگونه ربوده و چرا کشته شد، و نه امروز میدانند که چرا قرار است بعد از ۳۸ سال ظاهرا تازه اعلام شود که جسد او و قبرش شناسائی شده و قرار است به ایران آورده شود. حتی سخن از انتقام از او شنیده میشود! عجیب نیست؟مردم ممکن است نامحرم باشند، اما درک و شعور کامل برای فهم این همه دغل و فریب و جنایت را دارند. بنابراین نه اسیرسازی سه دهه پیش و نه تابوتسازی امروز شما بر آنها اثری ندارد.اما اگر قرار است به این بهانه پروژهای اقتصادی یا سیاسی راه بیندازید یا جایی باز ترقهای در کنید و برای آن نیاز به شهیدسازی یک فرمانده جنگ دارید، آن بحث دیگری است. وگرنه سرتان را اگر از برف در آورید میبینید که مردم سراپایشان بیاعتمادی و نفرت از این همه دروغ است.
و مهمتر اینکه در این چهل و یک سال بعد از انقلاب همیشه بین مردم و حکومت دیواری بوده که مردم نامحرم محسوب شدهاند. اخبار دروغی که بهظاهر به اسم مصلحت نظام گفته شده در واقع بر اختلافات و حتی جنایات حکومت هم علیه مخالفانشان و هم حتی علیه بعضی از خودیهایشان پرده کشیده است. اما مردم همیشه غیرخودی بودهاند. از ترور دانشمندان هستهای گرفته، که به خانوادهها عمدا و به دروغ میگقتند مقصر را گرفته و مجازات کردهاند، تا قتلهای زنجیرهای که یک مامور را قربانی و واجبیخور کردند تا مهرههای اصلی آزادانه به کارشان ادامه بدهند، تا لاپوشانیهایی که در فساد مالی و کلان کشور میشود، … و حالا هم این فرمانده جنگ که مردم نه دانستند چرا به لبنان رفت، نه دانستند چگونه ربوده و چرا کشته شد، و نه امروز میدانند که چرا قرار است بعد از ۳۸ سال ظاهرا تازه اعلام شود که جسد او و قبرش شناسائی شده و قرار است به ایران آورده شود. حتی سخن از انتقام از او شنیده میشود! عجیب نیست؟مردم ممکن است نامحرم باشند، اما درک و شعور کامل برای فهم این همه دغل و فریب و جنایت را دارند. بنابراین نه اسیرسازی سه دهه پیش و نه تابوتسازی امروز شما بر آنها اثری ندارد.اما اگر قرار است به این بهانه پروژهای اقتصادی یا سیاسی راه بیندازید یا جایی باز ترقهای در کنید و برای آن نیاز به شهیدسازی یک فرمانده جنگ دارید، آن بحث دیگری است. وگرنه سرتان را اگر از برف در آورید میبینید که مردم سراپایشان بیاعتمادی و نفرت از این همه دروغ است.
