شیرین عبادی، وکیل برنده جایزه صلح نوبل در سخنرانی خود در جمع اعضای پارلمان کشور کانادا از دولتمردان آن کشور خواست تا روابط تجاری، اقتصادی و سیاسی کشور کانادا با کشور ایران را به پایان نقض حقوق بشر توسط حکومت ایران موکول کنند.
شیرین عبادی با توضیح این که ساختار قدرت در ایران اراده مردم را سلب کرده و آن را به طور کامل در اختیار رهبر قرارداده، گفته است که: مردم ایران تنها حق انتخاب کسی را دارند که رهبر ایران تعیین کرده باشد.
برنده جایزه صلح نوبل همچنین با یادآوری نقض حقوق بعضی شهروندان یا اتباع کانادا توسط حکومت جمهوری اسلامی خطاب به اعضای پارلمان کانادا گفت: اجازه ندهید کشور شما مرکز امنی شود برای افرادی که میلیونها دلار از بودجه کشور ایران را به سرقت برده و در اینجا سرمایهگذاری کردهاند. اجازه ندهید فرزندان و خانواده افرادی که فرزندان ما را میکشند و یا به جرم دموکراسیخواهی به زندانهای طویلالمدت محکوم میکنند به آسانی وارد کشور شده و با پولهای کثیف پدران خود، تجارت کنند.
متن کامل سخنرانی شیرین عبادی را در زیر بخوانید:
نمایندگان محترم پارلمان کانادا
ممنون هستم که به من فرصت داده شد تا مختصری از وضعیت حقوق بشر در کشورم ایران با شما صحبت کنم. همچنین از دولت کانادا سپاسگزارم که چندین سال است علیه حکومت قطعنامه برای نقض حقوق بشر به مجمع عمومی سازمان ملل متحد پیشنهاد می کند. از ابتدای انقلاب در سال ۱۹۷۹ حکومت ایران مستمرا مرتکب نقض حقوق بشر شده به طوری که تا کنون بیش از ۶۱ قطعنامه در سازمان ملل متحد علیه ایران صادر شده و ۵ گزارشگر ویژه حقوق بشر برای ایران تعیین شده است که یکی از آنان یک کانادایی بود به نام موریس کاپیتورن، استاد بریتیش کلمبیا که متاسفانه امسال فوت کرد. یاد ایشان را گرامی می دارم.
همین میزان کفایت میکند تا نشان دهم که در چهلسال گذشته چه اتفاقاتی در ایران افتاده است. حکومت ایران همواره مدعی است که منتخب مردم است و دلیل آن را انتخاباتی میداند که برگزار میکند و حال آنکه طبق قانون در کلیه انتخابات پارلمان و ریاست جمهوری شورای نگهبان باید در ابتدا صلاحیت داوطلبان را تایید کند و سپس مردم حق دارند از بین افراد تایید شده فرد یا افرادی را انتخاب کنند و هر کس که کوچکترین انتقادی به عملکرد حکومت داشته باشد صلاحیت او رد می شود.
شورای نگهبان از ۱۲ عضو تشکیل می شود که منتخب مردم نیستند بلکه شش روحانی مستقیما از طرف رهبر و شش حقوقدان از طرف رئیس قوه قضائیه انتخاب میشوند. رئیس قوه قضائیه نیز از طرف رهبر انتخاب میشود. بنابراین شورای نگهبان همگی منتخب رهبر هستند. طبق قانون اساسی قوانینی که در پارلمان تصویب میشود باید از جهت انطباق با شریعت اسلام به تایید شش روحانی شورای نگهبان برسد که قبلا گفتم آنها را رهبر مستقیما انتخاب میکند. مطابق قانون اساسی، رهبر مادامالعمر از سوی تعدادی از روحانیون عالیرتبه انتخاب می شود و به هیچ مقامی پاسخگو نیست. رهبر طبق قانون اساسی اختیارات بسیار زیادی دارد از جمله فرماندهی کل قوا، اعلان جنگ و صلح، عفو یا تخفیف مجازات محکومین و از همه مهمتر تعیین سیاستهای کلی نظام جمهوری اسلامی.
در ساختار سیاسی جمهوری اسلامی ایران اساسا نقشی برای حاکمیت اراده مردم باقی نمیماند و همین امر سرآغاز تنشهای سیاسی بین حکومت و مردم شده است. علاوه بر دیکتاتوری مذهبی که به موجب قانون اساسی به مردم ایران تحمیل شده، فساد گستردهای که در کلیه سطوح مملکتی وجود دارد نیز بر نارضایتیها دامن زده است. نظر به اینکه قضات دادگاهها و دادستانها همگی از طرف رئیس قوه قضائیه انتخاب میشوند و رئیس قوه قضائیه هم مستقیما از طرف رهبر انتخاب میشود بنابراین عدم استقلال قوه قضائیه نیز علاوه بر فساد اداری به نارضایتیها دامن میزند.
سیاست خارجی حکومت نیز یکی از عوامل نارضایتیها است. به عنوان مثال میزان بیکاری در ایران بیش از ۳۵ درصد گزارش شده و دستمزد کارگران با چند ماه تاخیر پرداخت میشود، تعداد کودکان خیابان و کارتنخوابها به نحو چشمگیری در ده سال گذشته افزوده شده است و در این شرایط چندین میلیارد دلار صرف کمک به بشار اسد و حزبالله لبنان و حوثیهای یمن شده است. صرف این مبالغ در سایر کشورها باعث انزوای سیاسی ایران و تحریمهای اقتصادی سنگینی شده است که روز به روز دامنه فقر را در ایران گسترش میدهد. از سوی دیگر به خاطر همین سیاست غلط و دخالت در امور داخلی برخی از کشورهای منطقه از طریق حمایت از مخالفین آنها و نیز ستیزهجویی و تهدید اسرائیل باعث شده هم ایران منزوی شود و هم این که با تحریمهای شدید آمریکا مواجه گردد. اخیرا دولت ترامپ تمامی معافیتهای ناشی از تحریم نفتی ایران را لغو و سپاه پاسداران را هم تروریست اعلام نموده که این موضوع باعث نگرانی مردم و افزایش بهای اقلام مورد نیاز شده است و به همین دلیل ما هر روزه شاهد اعتراضات خیابانی مردم در شهرهای مختلف هستیم. نارضایتی حتی در بسیاری از کارمندان حکومت از جمله معلمین و اساتید و مهندسین دیده میشود. حکومت ایران که خود را ضعیفتر از همیشه میبیند چون از قیام گستردهای در ایران وحشت دارد بنابراین به بهانه کمک به سیلزدگان تعدادی از گروههای شبه نظامی حشدالشعبی و حزبالله لبنان و فاطمیون را وارد ایران کرده است که در صورت لزوم نیروهای امنیتی و سرکوبگر داخلی را یاری کنند و هر نوع قیام احتمالی را به فوریت خاتمه دهند و ضمنا هشداری به نیروهای آمریکایی است که حکومت ایران متحدانی دارد که او را کمک خواهند کرد.
حکومت ایران همواره به جامعه مدنی با سوءظن نگاه کرده و انواع مشکلات را برای آنان فراهم ساخته اما از سال ۲۰۰۹ به بعد این سوءظن بیشتر شده و نهادهای مردمی بسیاری تعطیل شدهاند که میتوانم به کانون مدافعان حقوق بشر اشاره کنم؛ نهادی غیر دولتی و غیر انتفاعی که من و سه تن از همکارانم تاسیس کرده بودیم و در آن بیست وکیل به رایگان از متهمان سیاسی و عقیدتی دفاع میکردند. این نهاد با یورش مامورین امنیتی بسته شد و دفتر کانون را که با پول جایزه نوبل صلح خریداری شده بود مصادره کردند و فروختند و همکاران من سالها در زندان بودند که هنوز هم یکی از آنان یعنی خانم نرگس محمدی در زندان اوین بسر میبرد. او بار اول به شش سال حبس محکوم شد. پس از طی این مجازات، چون به فعالیتهای خود ادامه میداد مجددا دستگیر شد و این بار جمعا به ۱۶ سال حبس محکوم شد که ده سال آن باید اجرا شود و اکنون پنجمین سال زندان خود را میگذراند. من نیز تحت تعقیب کیفری قرار گرفتم و چون در ایران نبودم که دستگیر شوم مدتی خواهر و همسرم را زندانی کردند.
فقط سازمان ما نیست که به چنین سرنوشتی مبتلا شد حتی افراد یا نهادهائی که برای حفاظت از محیط زیست فعالیت میکنند نیز شرایط مشابهی دارند از جمله سازمان «حیات وحش میراث پارسیان» که هشت نفر از اعضای آن بیش از یک سال است که در زندان بسر میبرند و رئیس این مرکز به نام دکتر «کاوس امامی» با مرگی مشکوک در زندان انفرادی جان سپرده است و از همه دردناکتر آن که حکومت همسر این فرد را ممنوع الخروج کرده است.
یادآور می شود از زهرا کاظمی فتوژورنالیست ایرانی-کانادایی که در زندان در اثر شکنجه جان داد و من وکیل خانواده او بودم- شکایت کردم ولی تا کنون نتیجهای نگرفتیم و عدالت اجرا نشد. هم چنین سعید ملک پور ایرانی-کانادایی دیگری که حدود ۱۰ سال است در زندان است و سابقا افرادی چون هما هودفر و رامین جهانبگلو، مازیار بهاری، سعید قاسمی شال- ایرانی کانادائیانی که با اتهاماتی واهی زندان را تجربه کردند. اینها مشتی از خروار است که بیان شد تا نشان دهم شرایط در ایران چگونه است.
اما تقاضای ایرانیان از شما نمایندگان محترم پارلمان کانادا آن است که به شرایط مردم ایران توجه کنید. اجازه ندهید کشور شما مرکز امنی شود برای افرادی که میلیونها دلار از بودجه کشور را به سرقت برده و در اینجا سرمایهگذاری کردهاند. اجازه ندهید فرزندان و خانواده افرادی که فرزندان ما را میکشند و یا به جرم دموکراسیخواهی به زندانهای طویلالمدت محکوم میکنند به آسانی وارد کشور شده و با پولهای کثیف پدران خود، تجارت کنند.
ایجاد هر نوع رابطه سیاسی یا تجاری با حکومت ایران باید موکول به بهبود وضعیت حقوق بشر در ایران شود و به عنوان مثال میتوان از آزادی زندانیان عقیدتی و مخصوصا افرادی که به خاطر عقاید مذهبی خود در زندان هستند و هیچ ارتباطی به حکومت و سیاست ندارند، مانند بهائیان شروع کرد.
شرط هر نوع رابطه تجاری با ایران را میتوان موکول به آزادی وکلای زندانی کرد. در ده سال گذشته بیش از پنجاه وکیل دادگستری تحت تعقیب کیفری قرار گرفته و زندان را تجربه کردند و در حال حاضر نیز ۴ وکیل با حبسهای طویلالمدت در زندان بسر میبرند که یکی از آنان نسرین ستوده است که برنده جایزه ساخاروف از اتحادیه اروپا شد. او متهم به ارتکاب ۷ جرم سیاسی شده و در مجموع به ۳۳ سال زندان محکوم شد که ۱۲ سال آن در صورت قطعیت قابل اجرا است و امروز بیش از یک سال است که در زندان بسر می برد.
می دانم که سرانجام مردم ایران پیروز خواهند شد زیرا تاریخ ثابت کرده است که دیکتاتورها نمیتوانند دوام بیاورند. همه منتظر روزی هستیم که سفارت کانادا در ایران آزاد و دموکرات و سکولار بازگشائی شود. به امید آن روز.
زنده باد دوستی و اتحاد مردم ایران و کانادا
شیرین عبادی
برنده جایزه صلح نوبل در سال ۲۰۰۳
