مراسمی در شهر نورنبرگ آلمان برای بزرگداشت هما سلطانی دختر آقای عبدالفتاح سلطانی، که به تازگی درگذشت برگزار شد. عبدالفتاح سلطانی، وکیل مشهور ایرانی است که به ده سال حبس محکوم شده است و هنگام فوت دخترش هفتمین سال زندان خود را سپری میکرد. در این مراسم که حدود ۳۵۰ نفر در آن شرکت کردند، پیام شیرین عبادی همکار سلطانی و رئیس کانون مدافعان حقوق بشر، قرائت گردید. متن پیام بدین شرح است:
مویه کن سرزمین من
ناله کن ایران
جوانانت را به خون کشیدند
آب روان جویبارها و رودهای زیبایت را بریدند
خاک پاکت را به باد دادند
مویه کن سرزمین من
ناله کن ایران
غم آنچنان بزرگ بود که جوان نازنینی چون هما نتوانست طاقت بیاورد و
در عنفوان جوانی و زمانی که قلبش سرشار از عشق و آرزو و امید به آینده بود از طپش ایستاد
قلبی که هفت سال تمام از غم هجران پدر به درد آمده بود از دیدن ظلمی که
بر خانواده خودش و سایر خانوادهها میرفت
مویه کن سرزمین من
بر احوال جوانانی که در خیابانها کشته میشوند
و بر احوال مادران داغداری که خواهان دادخواهیاند
مویه کن سرزمین من
بر احوال پدری که دختر جوانش را با دستان خود به خاک میسپارد و آغشته به خاک گور دخترش اما همچنان استوار و محکم سوگند میخورد که برای آبادانی کشور و بهزیستی و شادی مردمش کوشش کند
مویه کن سرزمین من
زیرا همین پدر چند روز دیگر میبایستی به زندان برگردد
مویه کن سرزمین من
زیرا وکلایی که جز دفاع از حق آن هم به رایگان گناهی نکردند
سالها بایستی در گوشه زندان بمانند
همچنان که عبدالفتاح سلطانی ماند
عبدالفتاح سلطانی نامش معنای شرافت میدهد، عبنالفتاح سلطانی که برنده جایزه حقوق بشر نورنبرگ بود و حتی نتوانست برای گرفتن این جایزه به آلمان بیاید و هنگامی که همسرش معصومه دهقان را به عنوان قاصد پیام خود راهی سفر کرد، به جرم همین کار و به جرم گرفتن جایزه حقوق بشر نورنبرگ همسر نیز به یک سال حبس تعلیقی محکوم شد یعنی تا یک سال شمشیر داموکلس بر سر این زن نهادند که مبادا سخنی از حق بگوید که مبادا از ظلمی که بر خاندانش رفته سخن بگوید
مویه کن سرزمین من
افرادی که به نام قاضی در دادگاهها نشستهاند حق نمیشناسند
و قدرت تشخیص حق از باطل را ندارند
و اگر هم داشته باشند نمیخواهند و نمیتوانند دادی را پاسخ بدهند
مویه کن سرزمین من
آباد بودی، ثروتمند بودی
و اینک فقر از در و دیوارت میبارد و مردمانت در جستجوی نان زبالهدانها را میکاوند
مویه کن سرزمین من
فساد و اختلاس دردی جانکاه است که گلوی همگان را میفشارد
آنقدر دردهای وطن زیاد است که به عدد شماره نمیشود
اما مرگ همای جوان داغی بزرگتر بر دل خانواده گذاشته
هرچند که پدر خانوداه حتی بر سر گور فرزند خویش استوار و محکم سوگند میخورد که به راهش ادامه دهد
اما درد آنچنان است که نمیتوان ساکت نشست
مویه کن سرزمین من
ناله کن ایران

