مهوش ثابت ازاعضای یاران ایران و از رهبران جامعه بهایی در ایران است که سال گذشته پس از تحمل ۱۰ سال حبس از زندان آزاد شد. او شعری را در رثای هما دختر آقای عبدالفتاح سلطانی سروده است که در زیر میآید:
در سوگ هما سلطانی و با الهام از سخنان بانوی بزرگوار معصومه سلطانی و وكيل سرفراز عبدالفتاح سلطانی در مراسم خاكسپاری روزپانزدهم مرداد ٩٧
همای من به كجا پر كشيدهای بابا!
كه خون به ديده مادر كشيدهای بابا
چه تنگ آمده بودی ز تنگنای قفس
كه رخت خويش به محشر كشيدهای بابا
چه غصهها به دلت بود از اين زمانه دون
كه باده ابدی در كشيدهای بابا
چراغ خانه ما روشن از نگاه تو بود
چه شد كه خانه به آذر كشيدهای بابا
كه بسته بود ره شكوه و شكايت تو
كه داد خويش به داور كشيدهای بابا
كدام اوج و طلوعی ترا به رويا بود
كه خط زر تو به بستر كشيدهای بابا
هزار جهد بكردم به راه عشق اما
عروج را تو به باور كشيدهای بابا
قسم كه بی تو نباشم مگر به خدمت خلق
تو طرح اينهمه در سر كشيدهای بابا
غمين مباش و گذر كن ز مرز تنگ زمين
كه دل به منظر دلبر كشيدهای بابا
تو فر ايزدی و هم “همای سلطانی”
كه سايه بر سر ديگر كشيدهای بابا
مهوش ثابت
