جمعیت حقوق بشر در کردستان ایران، ژنو – زبان مادری یک حق ابتدایی و اساسی هر فرد در جامعه است که حق دارد به زبان مادری خود صحبت کند و درس بخواند. زبان از لحاظ اجتماعی وسیله ارتباط میان افراد جامعه و از لحاظ سیاسی هویت ملی ملتها و یکی از مشخصههای حائظ اهمیت هر ملتی است که با آن تعریف و شناخته می شود.
حق آموزش به زبان مادری، در بسیاری از اسناد و معاهدات جهانی حقوق بشری مانند منشور زبان مادری، اعلامیه جهانی حقوق زبانی، بندهای ۳ و ۴ ماده ۴ اعلامیه حقوق اشخاص متعلق به اقلیتهای قومی، ملی، زبانی و مذهبی، ماده ۳۰ کنوانسیون حقوق کودک، ماده ۲۷ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی و… مورد تاکید قرار گرفته است.
آموزش به زبان مادری به کودک کمک می کند تا آسانتر و بهتر موضوع را بفهمد. مستقیم فکر کند و سریعتر بر مشکلات فائق آید. تمرکز حواس بیشتری داشته باشد. آموزش به زبان مادری این احساس را به کودک می دهد که صاحب شخصیت خود می باشد، به خود اطمینان بیشتری دارد. بخود افتخار می کند که شخصیت مستقلی دارد. به کودک فرصت می دهد تا پیشرفت بیشتری داشته و، در یادگیری سریع زبانهای دیگر به او کمک می کند.
در غیر این صورت کودک با زبانی غیر از زبان مادری روبرو است، کمترین آشنایی با آن ندارد. وقت زیادی لازم دارد تا گوشش را آمادهی آشنایی با صداها کند، مغزش را برای پذیرش و زبان را برای تلفظ آماده کند، و دستها را برای نوشتن تمرین دهد، با این همه کوشش به زحمت درس را می فهمد، تمرکز حواسش پراکنده خواهد شد، وقت بیشتری برای فکرکردن و فهمیدن لازم دارد، باید کلمات و جملات را ترجمه کند و جمله بندی کند و به زبان بیاورد. در صورت نفهمیدن احساس حقارت می کند، اکثر اوقات مردد است. کودکی که به زبان مادری مسلط نباشد، در زبان دیگری پیشرفت چشمگیری نخواهد داشت.
دولت ایران از طرق مختلف سعی در سرکوب و حذف زبان مادری ملیتهای غيرفارسْ زبان ایران کردهاست. از جمله: ممنوع کردن آموزش به زبان مادری در مدارس. ممنوع کردن صحبت به زبان محلی در ادارات دولتی، محدودیت و حذف آن در کار روزانهی مردم در خیابانها، وارد کردن واژههای زبان غالب در زبان محلی، حذف روزنامهها به زبان مادری، محدود کردن رادیو و تلویزیون به زبان مادری با گویشی پر از لغات غیر محلی، ممنوع کردن صحبت به زبان مادری در مدارس، توهین و تحقیر زبانی مادری اقلیتها، افشاندن تخم ناباوری در ذهن مردم که زبان محلی جوابگوی آیندهی شغلی آنها نیست، وارد کردن فرهنگ مذهبی در سیستم آموزش و، همچنین اختصاص دادن برنامههای صدا و سیما به زبان فارسی، حذف بیشتر برنامههای محلی در استانها، ساختن برنامههای کودکان به زبان فارسی، از جمله سیاستهایی است در راستای محدود، ضعیف کردن و نهایتا حذف زبانهای محلی از میدان رقابت با زبان فارسی. این سیاستها برنامهریزی شده در جهت زبان کُشی و در نهایت ترور فرهنگی ملیتها است.
برای اینکه زبان مادری را از خطر نابودی برهانیم راههای زیادی وجود دارند که، یکی از مؤثرترین آنها حرف زدن افراد جامعه با زبان محلی خود است. بجای اصطلاحات بیگانه به زبان مادری از اصطلاحات محلی استفاده کند. شعرا به زبان مادری شعر بسرایند، مخصوصا برای کودکان. نویسندگان داستان بنویسند، هنرمندان برای کودکان سرود بسرایند و به زبان مادری علاقمندشان کنند. انجمنهای فرهنگی و زبانی تشکیل شود. کلاسهای خصوصی تأسیس شود و ثروتمندان محلی به نهادهای فرهنگی کمک مالی کنند. اگر دولت مرکزی مانع از این فعالیتها شد، در خانهها، کلاس خانوادگی تشکیل بدهند، به این شیوه از تهاجم و تسلط زبان حاکم کاسته می شود. زمینه برای یک انقلاب فرهنگی و زبان مادری آماده می شود. وقتی ملتی به زبان خود علاقه نشان دهد و از برنامههای سرکوبگرانهی دولت مرکزی حمایت نکند، آنها ناچار به عقب نشینی خواهند شد. مجبور می شوند مذاکره کنند و امتیاز بدهند.
توصیەها
انجمن های فرهنگی از طریق محافل بینالمللی کە از زبان اقلیتها دفاع می کنند، متحدانە برای تحقق این توصیەها بکوشند.
– دولت مرکزی آموزش به زبان مادری در مدارس را در قانون اساسی به رسمیت شناخته و اجرا کند
– محدویت ها و موانع را بر سر راه رسانههای محلی به زبان مادری بردارد و به آنها اجازه دهد آزادانه کار کنند.
– اجازهی تشکیل و آزادی کار به انجمنهای فرهنگی داده شود.
– رادیو و تلوزیونهای استانی با زبان محلی اداره شوند و در راستای شکوفایی فرهنگی تشویق شوند.
– اجازه برگزاری کلاسهای خصوصی برای آموزش به زبان مادری داده شود و از آن حمایت كند.
