زهرا دختری در میان اجتماع شکل گرفته و بیهویت «ام تلول»، در فاصلهای اندک از کارخانه صابون سازی خرمشهر، با بغض و صدای لرزان از مرارتها مادرش ، از نبردش روی تکهای یونولیت و پارهای تور ماهیگیری روی شط برای سیر کردن شکم بچههایش، و از نیاز اصلی آنها، حقی ابتدایی شان بر هویت سخن می گوید. زهرا در جمع افرادی که برای کمک به آن منطقه رفته اند دغدغه اش از بی هویتی را فریاد می زند: ما لباس نمیخواهیم، ما شناسنامه میخواهیم تا به مدرسه راه مان بدهند، تا بچهها و معلمها حداقل با ما حرف بزنند.

در پی حملهی عراق به کویت در مرداد ماه ۱۳۶۹و اشغال این کشور، و متقابلا حملهی آمریکا به عراق در همان سال، حدود سی سال پیش، جمعیتی از اهالی اطراف بصره عراق به ایران پناهنده شدند. جمعیتی حدود ۲۰۰نفر از این پناهجویان، در حاشیهی شهر خرمشهر، در محلهای به نام «ام تلول» بدون آب، برق، بهداشت و حمام و دستشویی، در ابتداییترین شکل زندگی میکنند. در واقع می توان گفت همگی این افراد از حقوق ابتدایی بشر محروم اند. گرچه زمانی برای بازگشتن به عراق تلاش کردند، اما این تلاش با شکست مواجه شد و حالا آنها مصداق بارز از آنجا رانده و از اینجا مانده هستند. شاید بتوان گفت مهمترین مسئلهای که این مردم از آن رنج میبرند و مانع از پیشرفت اوضاع برایشان میشود، نداشتن شناسنامه و مدارک هویتی است.
بی توجهی به شرایط زیستن این افراد توسط نمایندگان سابق و فعلی نیز شاید به خاطر همین بی شناسنامه بودنشان باشد. اینکه به خاطر نداشتن شناسنامه نمیتوانند رای بدهند که کسی گوشه ی چشمی به آنها بیندازد. به خاطر همین بی شناسنامگی است که در مدارس تحقیر میشوند و عطای مدرسه را به لقای کوچههای خاکی و پر از فضولات انسانی و حیوانی میبخشند. آنها نه ایرانی محسوب میشوند و نه عراقی، و همین باعث شده در برزخی بمانند که کسی به دنبال راه خروجی برای آن نباشد.
بر اساس قوانین بینالمللی هرگاه شخصی در هیچ کشوری ملیت قانونی مشخصی نداشته باشد، به آن فرد «بیتابعیت» میگویند.
شناسنامه؛ اولین مدرک معرف هویت هر فرد است.جنسیت، تابعیت، تاریخ و محل تولد از موارد مهمی هستند که در شناسنامه به آنها اشاره میشود. اخیرا طیبه سیاوشی نماینده مجلس در گفتگویی با ایلنا از وجود یک میلیون کودک بدون هویت در ایران خبر داد. به گفته این عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی این آمار دقیق نیست اما در هر حال گفته می شود چنین جمعیتی از کودکان بی هویت در کشور زندگی می کنند.
این معضل در بخشهای دیگر ایران، به خصوص در سیستان و بلوچستان نیز وجود دارد. سیستان و بلوچستان به علت فقر، دور افتادگی جغرافیایی و عدم دانش در زمینه اهمیت ثبت تولد، یکی از استانهای پر جمعیت است که با این بحران درگیر است. این مساله به این معناست که در این استان نسل پشت نسل بسیاری از خانوادههای بلوچ برای کودکان خود گواهی تولد یا شناسنامه نگرفتهاند. در گذشته دولت تلاشهای جزئی برای پرهیز از این معضل و مقابله با آن داشته است. اما هنوز صدای افراد بی هویت ساکن در ام تلول به گوش مسئولین نرسیده است. صدای کودکانی که در ایران به دنیا آمده و حال دیگر سن و سالی ازشان گذشته است.
بیشناسنامهها یا افراد بیتابعیت، کسانی هستند که به حاشیه رانده شده و از حقوق اولیه خود از جمله حق تحصیلات، حق دریافت یارانه، مسکن و حق رأی محروم هستند. این مردم حتی حق مالکیت ندارند و نمیتوانند از خدماتی از جمله برق، آب و تلفن استفاده کنند. علاوه بر این موارد شهروندان بیتابعیت در معرض بهرهکشی انسانی، کار اجباری یا قاچاق انسان نیز هستند. در خصوص بی شناسنامه ها در بلوچستان مقامات دولتی وجود این بحران را پذیرفته و اعلام کردهاند برای مقابله با این معضل قدمهایی را برخواهند داشت تا شهروندان بیشتری در استان سیستان و بلوچستان دارای شناسنامه شوند.
اما این مسئله منحصر به ایران نیست. کشورهای بسیاری در سرتاسر دنیا موفق شدهاند تا برای شهروندان بدون تابعیت شناسنامه صادر کنند. تجربه آنها به گونهای است که ما میتوانیم از آن به عنوان راهکار برای حل این بحران بزرگ استفاده کنیم. کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل، که در ایران هم دفتر رسمی دارد، به بسیاری از این کشورها کمک کرده است که در نتیجه آن تعداد قابل ملاحظهای از شهروندان بیتابعیت، دارای تابعیت شدهاند. سازمان ملل متحد هم متون پیشنهادی مختلفی را منتشر کرده است که برای ایران در این زمینه مشخص میتواند راهگشا باشد.
اولین قدم برای شناخت و حل این بحران توسط دولت، تلاش برای جمع آوری و انتشار دادهها در مورد تعداد افراد بیشناسنامهای است که در ایران زندگی میکنند. به طور موازی و همزمان آموزش و توسعه در زمینههای مختلف ضروری است. حساسیتها و تفاوتهای فرهنگی، برنامههای توانمندسازی فقرا، آگاهی بخشی و آموزش برای بخشهایی از جامعه که عملا منزوی شدهاند، باید از جمله برنامههای دولت باشد.
برخی ممکن است، بر این باور باشند که فرآیند سخت گرفتن برای صدور شناسنامه لازم است، چرا که باید مطمئن شد، هر فردی که تابعیت ایرانی را میگیرد، واقعا ایرانی است. هرچند این ادعا باعث میشود تا بسیاری از هموطنان از جمله کودکان از حقوق اساسی خود محروم شوند. در ایران، اداره ثبت احوال میتواند با راه اندازی واحدهای سیار، اطلاعات افراد بیشناسنامه را ثبت کرده و بر تسریع روند گرفتن شناسنامه کمک کند. ضروری است قوانین و مقررات درباره نحوه اعطای تابعیت به روز شود.
کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد، با نهادهای قانونگذاری کشورهای دیگر همکاری نزدیکی داشته است تا در تهیه پیش نویس چنین قوانینی آنها را راهنمایی کند. ضرورت دارد قانونگذاران ایران از این تجارب بین المللی برای حل بحران بی شناسنامه ها در ایران استفاده کنند تا به زودی شاهد این امر باشیم که دیگر کودکی بدون شناسنامه نباشد.
