در یک روز بهاری سال ۱۳۶۵ در روستاي «پيله»، ما كودكان آواره دراثر بمباران هوايی مريوان در جنگ ايران و عراق، در مدرسه ابتدايی مشغول خواندن و نوشتن بودیم. در هفته يکی دو روز را برای گردش به بالای كوههای اطراف مدرسه می رفتيم. محمد محمدی، آموزگار آن روز نیامده بود و برادرش صلاح را به جای خود فرستاده بود تا ما بچهها را به گردش ببرد. راه زیادی رفتیم تا به بالای تپهای سرسبز رسيديم و معلم گفت بچهها انشاء بنویسید. همهمه ای شد و هركسي از موضوعی گفت، اما معلم گفت از بهار بنويسید.
كودكان قلم را بر كاغذ كشيدند و كلمات جان گرفتند. انشاء تمام شد. وقت خواندن، معلم رو به من گفت: چه جمله پرمعنایی نوشتهای! پرسیدم با من هستی؟ گفت آری با توام؛ بهار نشانه آزادی است. ذهن كودكانهام آزادی را از بهار عاريت گرفته بود.
سال ١٣٨٣، تحصيلاتم در رشته حقوق تمام شده بود و در شرف استخدام بودم كه شنيدم ماشین آقای صلاح محمدی، معلم انشا، هنگام حمل كود از مرز به داخل مريوان، در اثر ريختن ميخ سهگوش توسط نيروی انتظامی، چپ و در جا فوت کرده است. خبر کوتاه اما خیلی تلخي بود. داستان از این قرار بود که مامورين به زعم خود که ماشین حامل کالای قاچاق است، میخ جلوی ماشین ریخته بودند و بعداز پرت كردن ميخ به سرعت محل را ترك کرده و حتی نيم نگاهی هم نینداخته بودند که ببینند بار قاچاقی هم در کار نبوده است.
افراد بی گناه بیشماری در کردستان با ظن حمل قاچاق به شکل های مختلف کشته می شوند.
چه بسيار افرادی كه در اثر شليکهای شتابزده و يا تعقيب و گريز بدون حمل قاچاق كشته شدهاند، مانند جمال راستخانه اهل روستای برده رشه سرشيو، سعيد ايراندوست اهل روستای قلقله از توابع مريوان، جلال پرتوی فرزند حسن پياده شب هنگام در چهارراه بايوه يكی از ميادين مريوان. اینها نمونهای از دهها مورد قتل و كشتار بدون مجازات عاملين و مسببين است و در تمام موارد، تلاشهای نافرجام خانواده برای گرفتن حكم و يا حداقل ديه آنها، سبب تضيع حقوق بازماندهگانشده است.
اين در حالی است كه شليکهای شتابزده و يا ريختن ميخ بر روی جاده جلوی راه مردم، اقدامی خلاف قانون به كارگيری اسلحه توسط نيروهای مسلح است. زيرا ماموران مكلف به اخطار دادن هستند و نه كشتن فرد در محل و سپس متواری شدن از محل حادثه. سالانه در اثر آنچه که آن را مبارزه با قاچاق مینامند، افراد بیگناهی كشته میشوند. براساس قاعده فقهی، «لا يبطلو دم امری مسلم»، یعنی خون مسلمان نبايد هدررود، اما در عمل هنگام طرح دعوی عليه فرد خاطی پروندهها در محاكم قضايی رای بر برائت صادر می شود، از جمله پرونده صلاح محمدی که همچنان با گذشت ١٤سال خانوادهاش چشم انتظار راه حلی برای احقاق حق خويش هستند.
بههرحال تمامی اقدامات مأموران بهویژه زمانی که در تعارض با حقوق خصوصی افراد و بالاخص در تضاد با حق حیات افراد جامعه است، باید با رعایت کامل قانون و در چارچوب مقررات صورت گیرد و نحوه تیراندازی و يا گذاردن ميخ در محل عبور به شکل مطرح در این پروندهها با هیچ یک از اصول قانونی موارد ضروری منطبق نیست و در كشتن كولبران هم شليک های شتاب زده عامل موثر اين كشتار است كه اغلب موارد بدون اخطار و بدون رعايت قانون بهكارگيری اسلحه میباشد.
گلاله وطندوست، وكيل پايه يک دادگستری
