مرکز حامیان حقوق بشر
  • درباره ما
  • خبر
  • گزارش
  • دیدگاه
  • اسناد
    • اسناد داخلی
    • اسناد بین‌المللی
      • غیر الزام‌آور
      • الزام‌آور
  • آموزش
  • حقوق بین الملل
    • سازمان بین المللی کار
      • ساختار سازمان
      • مقاوله نامه ها
      • توصیه نامه ها
  • چند رسانه ای
  • تماس با ما
  • انتشارات
    • بیانیه مشترک – وضعیت وکلا و حق دسترسی به وکیل مستقل
  • English
اخبارمجله حقوق بشرمقاله

چرا دولت در بحرانها ناتوان و تنهاست ؟

by adminj فوریه 4, 2014
فوریه 4, 2014 619 views

مركز حاميان حقوق بشر، آسيه امينى – مردم مناطقى از شمال  ايران از صومعه سرا و انزلى در گيلان تا غرب مازندران در منطقه تنكابن و رامسر و چالوس زير برف سنگينى كه وارد روز چهارم شده، مانده اند. بيمارستانها به دليل انسداد راه ها، از پزشكان و پرستاران و متخصصان تقريبا خالى است. برق در بسيارى مناطق قطع است يا مدتهاى طولانى قطع بوده است. مردم براى تهيه آب مشكل دارند. سقف بسيارى از خانه ها، فروشگاه ها و اماكن عمومى مثل پمپ بنزينها فرو ريخته. تلفنها به دليل قطعى برق، در بسيارى از مناطق تا مدتها قطع بوده و به نگرانى خانواده هايى كه افراد آنها از هم دورند، دامن زده است.

مسيرهاى رفت و آمد در تنكابن بعد از دو روز با كمك مردم و امدادرسانان تنها در خيابانهاى اصلى و در حد رفت و آمد يك ماشين باز شده، اما راه هاى فرعى، كوچه ها و به ويژه راه هايى كه به مناطق روستايى مى رود، همچنان مسدود است.
برخى از افراد سودجو در شهرهاى حادثه ديده، اجناس مورد نياز مردم مثل آب و غذا را با قيمتهاى بيش از ده برابر به متقاضيان مى فروشند. درحالى كه هيچ نظارتى بر اين كار وجود ندارد.
البته در اين ميان، افراد نيكوكار هم بيكار ننشستند. گروه هاى امدادى كوچك در برخى مناطق مثل آبكنار انزلى تشكيل و با اطلاع رسانى درست به ويژه از طريق شبكه هاى اجتماعى، با شناسايى مناطق و اماكن حساس عمومى، به برف روبى و كمك رسانى گروهى موثر مشغول شدند.
يا در برخى مناطق تنكابن مردم به سمت روستاها رفته و در بازكردن مسيرهاى رفت و آمد، كمك كرده اند. با اين حال چنين بحرانى دامنه آن بيش از آن است كه با امدادرسانى متفرق و منقطع، نتيجه جدى بدهد.
اخبار رسيده، از مرگ يك چوپان كه در برف مانده بود، مرگ چند بيمار به دليل نرسيدن به مراكز درمانى و وضعيت بحرانى بيمارستانها و آسيب ديدگان و سرمازدگان حكايت دارد.

دولتها و بحرانها

در روزهاى پرحادثه و مديريت اتفاقهاى پس از اين حوادث، يكى از اعتراضهاى عمومى، به طور معمول استعفاى يك مدير و چند مدير يا حتا بالاترين مدير است. اما سوال اينجاست كه اساسا مشكلهايى از اين دست در كشورى مثل ايران، با استعفاى اين مدير و آن مسوول حل مى شود؟

كشورى با وسعت و جمعيت ايران كه هميشه هم در معرض حوادث طبيعى و غير طبيعى هست، بايد از مديران خبره در مديريت شهرى و بويژه براى موقعيتهاى بحرانى استفاده كند، يا به آنها آموزش بدهد.

در شهرى با جمعيت چندصدهزار نفرى كه يكطرفش درياى پيشرونده هست و يك طرفش كوه هايى كه به دلايل مختلف در معرض سيلاب هستند، بدون شك بايد چيزى بيشتر از ” يك لودر” براى امدادرسانى جاده اى وجود داشته باشد.هلوكپتر امدادى بايد باشد كه دستكم چند پزشك و پرستار را به بيمارستانها يا مناطق حادثه ديده برساند.

اين كشور نه با استعفاى كسى بهتر مى شود و نه با ماندن يك نفر معجزه اى در آن رخ مى دهد. اصلا چرا از خودمون شروع نكنيم؟ بعد از دو از روز برف سنگين و پرحادثه، كدام رسانه يك گزارش جدى و واقعى و تاثيرگذار از محل حوادث داشت؟ تازه در روز سوم رسانه ها شروع به خبر رسانى كردند.

مهمترين و اولين ايراد به تنها رسانه سراسرى داخلى يعنى راديو و تلويزيون ايران وارد است.
عصر روز دوشنبه براى نمونه ساعاتى پنج شبكه تلويزيونى ايران را چك كردم. موضوعات اصلى شبكه هاى سراسرى تلويزيون ايران كه صدها هزار نفر از مردم دو استانش در هراس مرگ و سرما بودند، ” كنكور، فوتبال، پرسپوليس و حميد استيلى، آشپزى، شاه و انفجار نور” بود.
البته برخى شبكه ها براى مدتى خبرها و گزارشهايى منتشر كردند. اما مجموعه اين گزارشها بسيار دير منتشر شد. مردم و شبكه هاى اجتماعى در اطلاع رسانى بسيار بيشتر و پيشتر از رسانه هاى رسمى دولتى و غير دولتى عمل كردند.

در همه جاى دنيا حادثه اى مثل شمال ايران، يك حادثه غير مترقبه است و ممكن است برايش پيش بينى هاى لازم نشده باشد. اما در هيچ جاى دنيا تلويزيون دولتى، بعد از سه روز كه هزاران نفر زير برف، نگران نان و آب و سقفشان هستند، ، برنامه زنده خبررسانى را رها نمى كند! زيرا حفظ امنيت و جان مردم مهمتر از هر حقى است كه بر گردن دولتهايشان دارند.

در هيچ جاى دنيا ارتش ( يا سپاه كه قدرت و امكانات دارد) نيروى امداد و امكانات را بعد از سه روز بسيج نمى كند! در بسيارى از جاهاى دنيا در چنين شرايطى دندان طمع كسانى كه از گرسنگى مردم سوء استفاده مى كنن را با نظارت دقيق مى كشند.

سازماندهىِ سازماندهى

مهمتر از همه دولتى كه به مردمش اجازه نداده در گروه هاى مستقل مردمى، سازماندهى را تمرين كنند، حكومتى كه جامعه مدنى را زيرپا له كرده و از اينكه مردم، نخبگان اجتماعى و متخصصان، فارغ از نظارتهاى دولتى دست به ابتكار عمل بزنند تا محيط زيست و جامعه سالمترى براى همگان وجود داشته باشد، در چنين روزهايى بسيار تنهاست! نه فقط تنها كه ناتوان و عليل است. زيرا مديران ايرانى براى روزهاى سخت انتخاب و تربيت نشده اند. بلكه به طور معمول آنها براى ارتقاى وضعيت فردى و گروهى و حزبى شان انتخاب شده اند.

مديران ، امدادگران و كارشناسان ايرانى كمترين تجربه هاى عملى و علمى را در مواجهه با بحرانهاى حاد ديده اند. براى اين منظور نيازى به عدد و رقم و دليل و سند نيست. نُه سال پيش در چنين روزهايى همين داستان در خيابانهاى رشت تجربه شد؛ برف، سرما، شوكه شدن مردم ، بى غذايى، فروريختن سقفها، اجتماع دلالها و زورگيران، قيمتهاى نجومى براى كمك كردن به مردم نيازمند ( برف پارو مى كردند سقفى ٣٠٠ هزارتومان آنهم نُه سال پيش)، گران شدن نان و غذا و آب… تا مديران به خودشان تكانى بدهند، يك هفته گذشته بود و مردم زيادى زندگى را به سرما باخته بودند.

امروز همان تجربه تكرار مى شود. فرقى هم بين اينكه چه كسى رئيس دولت باشد نيست. مديريت چنين بحرانى دو راه حل مشخص دارد؛ اول اينكه عده اندكى آموزش جدى برنامه ريزى اورژانس و برنامه ريزى حادثه ببينند و در واقع براى سازماندهى تربيت شوند. و مهمتر اينكه جامعه مدنى بتواند براى كار گروهى داوطلبانه فرصت عرضه اندام داشته باشد.
بدون اين دو، نه دولت مدعى اصلاح و نه دولت مدعى ارزش و نه هيچ دولت با يا بى ادعاى ديگرى نمى تواند به تنهايى حريف غول حوادث طبيعى شود. نه در ايران، كه در هيچ كشورى نمى شود.

تفاوت ما با كشورهيى كه حوادث طبيعى را مديريت مى كنند، تنها در امكانات و دانش مديريت نيست. تفاوت در بينش و باورى است كه حكومتها به خودشان و به نقش مردم دارند. بدون شك جوانهاى بسيارى اين روزها آماده كمك كردن به مردم نيازمند و در برف مانده هستند. اما نيروى داوطلب نمى تواند خودش به تنهايى خودش را سازماندهى كند. نيروى داوطلب در گروه و كار گروهى قابل استفاده خواهد بود. وگرنه خود به هرج و مرج و بى نظمى بيشترى دامن مى زند.

آسيه امينىبرف شمالجامعه مدنىمديريت بحرانمركز حاميان حقوق بشر
0
FacebookTwitterPinterestTelegramEmail

Related Posts

مصونیت قضایی

علیرغم تمامی ادله‌ وشواهد، دادگاه‌ علیه‌ کولبر زخمی...

طرح”کرامت کولبران”: نهادینه‌ کردن رنج های مضاعف شغل...

قهرمانان کولبر

بیانیه مشترک ۱۱ انجمن‌ وکلا و سازمان‌ بین‌المللی...

مسئولیت حفظ جان و سلامت محمد نجفی با...

قوه قضائیه جایگاه واقعی خود که همانا دادگستری...

از پرونده سازی علیه وکلای دادگستری مدافع حقوق...

تریبون آزاد وکلا حمله به نشست وکلای دادگستری...

تریبون آزاد وکلا محکومیت وکیل علی کردی را...

Leave a Comment

برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.

News

  • سلول انفرادی برای هر موجود زنده‌ای شکنجه است/ گفتگو با نرگس محمدی

    می 31, 2021
  • کابوس شبانه

    آوریل 22, 2017
  • یاد و خاطرات مهری جعفری همواره مانا و زنده است

    آگوست 12, 2021
  • کنوانسیون آزادی اجتماعات

    فوریه 13, 2014
  • مرگ در زندان؛ ردپای شکنجه

    جولای 21, 2014

تریبون

  • كاوه بهشتي زاده وكيل معاضدتي سال در انگلستان شد

    جولای 7, 2017
  • تحلیل حقوقی قانون جرایم رایانه ای به زبان ساده- قسمت هشتم

    آگوست 19, 2014
  • Facebook
  • Twitter
  • Instagram
  • Youtube

@2020 - All Right Reserved. CSHR.ORG.UK

مرکز حامیان حقوق بشر
  • درباره ما
  • خبر
  • گزارش
  • دیدگاه
  • اسناد
    • اسناد داخلی
    • اسناد بین‌المللی
      • غیر الزام‌آور
      • الزام‌آور
  • آموزش
  • حقوق بین الملل
    • سازمان بین المللی کار
      • ساختار سازمان
      • مقاوله نامه ها
      • توصیه نامه ها
  • چند رسانه ای
  • تماس با ما
  • انتشارات
    • بیانیه مشترک – وضعیت وکلا و حق دسترسی به وکیل مستقل
  • English
  • درباره ما
  • خبر
  • گزارش
  • دیدگاه
  • اسناد
    • اسناد داخلی
    • اسناد بین‌المللی
      • غیر الزام‌آور
      • الزام‌آور
  • آموزش
  • حقوق بین الملل
    • سازمان بین المللی کار
      • ساختار سازمان
      • مقاوله نامه ها
      • توصیه نامه ها
  • چند رسانه ای
  • تماس با ما
  • انتشارات
    • بیانیه مشترک – وضعیت وکلا و حق دسترسی به وکیل مستقل
  • English
@2020 - All Right Reserved. CSHR.ORG.UK