البته اساس این سیاست در امر وكالت بر مبنای اول: تعيين ضوابط اسلامي مناسب براي امر وكالت و دوم: نظارت مستمر و پيگيري قوه قضاييه بر حسن اجراي وكالت ، از ابتدا توجیه پذیر نبود زیرا تمامی ضوابط اسلامي در مواد قانوني فعلي به روشنی و صراحت احراز ميشود وهم اكنون نيز ضوابط اسلامي در تمامي متون تهيه شده مشهود و موجود است اما نظارت مستمر و پيگيري قوه قضاييه بر حسن اجراي امر وكالت هم اعيان بوده ، زیرا وقتي نمايندگان كانونهاي وكلاي دادگستري توسط دادگاه عالي انتظامي قضات تاييد يا نفي صلاحيت ميشوند، وقتي تمامي آراي صادره از دادگاه انتظامي وكلاي دادگستري در مرجع دادگاه عالي انتظامي قضات قابل اعتراض است، وقتي صدور پروانه كارآموزي وكالت مشروط بر پاسخ مثبت استعلام از مراکز امنیتی می باشد ، دیگر چه نظارت مستمر و پيگيري بر حسن انجام كار كانونهاي وكلاي دادگستري باقي ميماند كه قوه قضاييه به دنبال تصويب آن بوده باشد
«وکلا حق خواهند داشت که انجمنهای حرفهای خود مختاری تشکیل داده یا به آنها ملحق شوند که نماینده منافع آنها باشد، کارآموزی و تداوم آموزش آنها را فراهم کند و از حیثیت حرفهای آنها حفاظت کند. نهاد اجرایی این انجمنهای حرفهای باید توسط اعضای آنها انتخاب شده و وظایف خود را بدون دخالت خارجی انجام دهد.»
به علاوه، مخدوش شدن حق دفاع و عدم دسترسی به وکیل مستقل خود به معنای نقض حق برخورداری از «دادرسی عادلانه» است که در اسناد پرشمار بینالمللی از جمله در ماده ۱۰ اعلامیه جهانی حقوق بشر و ماده ۱۴ میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی مورد اشاره قرار گرفته است. یکی از بدیهیترین ابزارها و تضمینها در برقراری حق دادرسی عادلانه نیز حق برخورداری از وکیل مدافع مستقل از حاکمیت است .
اما تصویب لایحه مورد نظر، علاوه بر اینکه کانون وکلا را به یکی از سازمانهای تابعه قوه قضائیه تبدیل می کرد و در نتیجه استقلال نهاد دفاع در سیستم حقوقی ایران به تاریخ می پیوست ، عواقب بین المللی نیز در پی داشت زیرا اعتراض اتحادیه بین المللی به این لایحه تا انجا پیش رفت که مدیر موسسه حقوق بشر کانون بین المللی وکلا دادگستری(IBA) اعلام کرد که (( تصویب این لایحه بدان معناست که کانون وکلای ایران دیگر مستقل نیست و ممکن است این خطر وجود داشته باشد که از سازمان های جهانی کنار گذاشته شود. چند ماه پیش نیز کانون بین المللی وکلا عضویت کانون وکلای سوریه در این کانون را معلق کرد. چون چنین کانونی دیگر مستقل نیست و وکلا را نمایندگی نمی کند و در نتیجه کانون وکلا خود را در معرض خطر حذف از مجامع بین المللی قرار می دهد )) وی همچنین در مورد تبعات بین المللی اخراج یا تعلیق کانون وکلای ایران در صورت تصویب این لایحه ، اضافه کرد (( در صورت تصویب این لایحه کانون وکلای ایران در خارج از کشور خودش نفوذ محدودی خواهند داشت؛ به این معنا که اگر بخواهد از کسی یا چیزی شکایت کند این نهاد های جهانی به حرف آنها توجه ای نخواهند کرد چون به اصطلاح آنان با دست های تمییز به دعوا نمی آیند بلکه با دست های کثیف می ایند و این قدرت دعوای حقوقی آنها را کاهش می دهد ))
اما اعتراضات گسترده وکلا و حقوقدانان و حتی اتحادیه بیت المللی وکلا در نهایت موثر افتاد و در حالی که لایحه مذکور با تمام ایرادات مطروحه از طرف قوه قضائیه به دولت وقت ارسال و درکمیسیون لوایح دولت طرح ودر حال بررسی ورسیدگی قرار گرفته بود اعتراضات و روشنگری جامعه وکلا و حقوقدانان موجب شد تا رئیس دولت دهم که خود نیز با قوه قضائیه اصطحکاک پیدا کرده بود دستور توقف لایحه را صادر کند . متن دستور صادره چنین بود :
(( بسم الله الرحمن الرحیم
جناب آقای رحیمی
همانگونه که قبلا تاکید کردهام در دادرسی عادلانه حداقل باید سه رکن مستقل وجود داشته باشد، قاضی، دادستان و وکیل مدافع باید از سه موضع مستقل رفتار کنند تا این امر امکان دفاع از حق و احقاق حقوق مردم را بیشتر نماید. متاسفانه امروز قاضی و دادستان از یک موضع برخورد میکنند و از یک مرجع منصوب میشوند که شرایط تحقق عدالت و حقوق مردم را تضعیف مینماید. اگر وکیل مدافع هم تحت امر همان مرجع قرار گیرد و یا به نوعی مدیریت شود زمینه احقاق حق تقریبا از بین خواهد رفت و خدا میداند چه بر سر ملت خواهد آمد. لازم است پیشنهاد ارائه شده توسط قوه قضاییه برای دخالت قوه قضاییه در امور وکالت و کانون وکلا را از دستور دولت و کمیسیونهای مربوطه خارج نمائید. ما سوگند خوردهایم که مدافع حقوق مردم و حافظ قانون اساسی باشیم و این پیشنهاد با هر دو مغایرت اساسی دارد. ))
«عقد قرارداد وکالت و مشاوره به میزان بیش از پنجبرابر تعرفه مجاز نیست و مطالبه حقالوکاله و حقالمشاوره و هزینه سفر وکلا زاید بر قرارداد یا تعرفه جرم محسوب و مرتکب علاوه بر مجازاتهای انتظامی… به مجازات تحصیل درآمد نامشروع موضوع ماده 2 قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداری نیز محکوم میشود»!!!
براساس این تبصره قانونگذار خود را در ورود و دخالت در قراردادهای خصوصی منعقد شده بین افراد مجاز دانسته.
