مرکز حامیان حقوق بشر، کمالالدین لطفی
خرداد امسال پایان یافت و ماه تیر هم به نیمه رسید، اما مصطفی تاجزاده هنوز در زندان است، علیرغم آن که وکیل او میگوید که دوران محکومیت این فعال سیاسی باید تاکنون به پایان میرسید.
خبری که لابهلای انبوه خبرهای ریز و درشت داخلی، تب جام جهانی فوتبال، گشتهای ارشاد، مذاکرات هستهای، بازداشت «هپی»های ایرانی و اعدام غلامرضا خسروی، فعال سیاسی، گم شد، محکومیت مصطفی تاجزاده به یک سال حبس اضافی بود که بدون تشکیل دادگاهی علنی و حضور هیات منصفه و حتی بدون حضور خود آقای تاجزاده یا وکیل او در دادگاه رخ داد.
مصطفی تاجزاده که از نیروهای موثر اصلاحطلبان منتقد سیاستهای جمهوری اسلامی است از فردای انتخابات مناقشهبرانگیز ریاست جمهوری ایران در سال ۱۳۸۸ بازداشت شد و حالا پنج سال است که در زندان به سرمیبرد، نه در زندانی عمومی مثل دیگر زندانیان که دوره محکومیت خود را میگذرانند، بلکه در زندان انفرادی، آن هم نه یک روز و نه یک ماه و نه یک سال، بلکه تقریبا همه این دوران پنج ساله.
همین مسئله باعث میشود که همسر او، فخرالسادات محتشمیپور، از آقای تاجزاده به عنوان «زندانی خاص جمهوری اسلامی» نام ببرد.
«زندانی خاص جمهوری اسلامی» در دادگاههای معترضان سال ۱۳۸۸ به شش سال حبس تعزیری محکوم شد، اما امیر حسینآبادی، وکیل او، چندی پیش اعلام کرد که قانون مجازات مصوب سال ۱۳۹۲، حکم وی را یک سال کاهش میدهد و از این رو آقای تاجزاده باید تاکنون آزاد میشد.
اتفاقی که البته هنوز رخ نداده و در این میان مصطفی تاجزاده به یک سال حبس اضافی هم محکوم شده است تا سرنوشت «زندانی خاص جمهوری اسلامی» مبهمتر از قبل شود.
یک سال حبس اضافی به خاطر «نقد رهبری»
جدیدترین پرونده مصطفی تاجزاده به خاطر «نقد رهبری» است، مسئلهای که خود وی بر آن تاکید دارد و اتهام «تبلیغ علیه نظام» را پوششی برای این موضوع میداند که نامههای انتقادی او به آیتالله خامنهای موجب چنین حکمی شده است.
فخرالسادات محتشمیپور که در همه این پنج سال تلاش کرده است گزارشهای مستمری از وضعیت آقای تاجزاده در زندان و دیدگاههای او درباره رخدادهای مختلف سیاسی و اجتماعی کشور ارائه دهد، روز ۱۰ خرداد در صفحه فیسبوک خود نوشت:
«ابلاغ حکم یک سال حبس دادگاه غیرمشروع و غیرعلنی به همسرجان. اتهام: نقد رهبری!»
گزارش خانم محتشمیپور بیان میکند که هفته قبل آن، حکم یک سال حبس اضافی به آقای تاجزاده ابلاغ شده است، حکمی به خاطر «پروندهای جدید و در دادگاهی غیابی» که او به خاطر «غیرعلنی بودن و مغایرتش با اصل ۱۶۸ قانون اساسی» در آن شرکت نکرده است.
اصل ۱۶۸ قانون اساسی ایران میگوید که رسیدگی به جرایم سیاسی و مطبوعاتی باید «علنی» باشد و با «حضور هیأت منصفه» در محاکم دادگستری صورت بگیرد، اما این اصل در ایران اغلب نادیده گرفته میشود.
با این حال چهرهای مثل مصطفی تاجزاده بر اجرای اصل ۱۶۸ قانون اساسی تاکید میکند و میگوید که به خاطر عدم اجرای آن در جریان دادگاه خود از رئیس قوه قضاییه به دادسرای انتظامی قضات شکایت کرده است.
خانم محتشمیپور در ادامه گزارش خود از زبان آقای تاجزاده مینویسد:
«اتهام [من] تبلیغ علیه نظام است که در واقع همان نقد رهبری است که از نظر آقایان جرم بزرگ است! شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست محمد مقیسه مرا به اتهام تبلیغ علیه نظام (که البته منظورشان انتقاد به رهبر و منسوبانش است) به یک سال حبس محکوم کرده و اشارهای هم به علت عدم شرکت من در دادگاه – که غیرعلنی بودن آن و عدم حضور هیأت منصفه و عدم اجرای اصل ۱۶۸ قانون اساسی است – نکرده است. خوبی این حکم این است که دیگر از انقلاب مخملی و اقدام علیه امنیت ملی و انتخابات و تقلب و… سخنی نیست و خود پذیرفتهاند که حکم صرفا به دلیل انتقاد است و ضمنا روشن میشود که این ها چقدر از برگزاری دادگاه علنی واهمه دارند…»
نامههایی به رهبر جمهور اسلامی
زندان صدای تاجزاده را خفه نکرده است. او جسورانهتر از قبل حرف میزند و رهبر جمهوری اسلامی را مستقیم مورد خطاب قرار میدهد و بازخواستش میکند، امری که در میان اصلاحطلبان تا پیش از انتخابات ۸۸ به هیچ وجه رایج نبود.
در این سالها مصطفی تاجزاده چندین و چند نامه سرگشاده خطاب به آیتالله علی خامنهای نوشته که بار انتقادی شدیدی دارند چنانچه در یکی از آنها به تاریخ مهر ماه ۱۳۹۰ هشدار میدهد که نظام جمهوری اسلامی به رهبری وی «در سراشیبی سقوط اخلاقی و معنوی» به سرعت حرکت میکند.
او در این نامه که در اعتراض به دستگیری و محاکمه فخرالسادات محتشمیپور نوشته شده است به آقای خامنهای میگوید که «مسئولان مطیع» رهبر جمهوری اسلامی علاوه بر ظلمی که در حق منتقدان سیاسی میکنند، همسر و فرزندان و دیگر اعضای خانواده آنها را نیز مورد اذیت و آزار قرار میدهند.
در بخشی از این نامه آمده است:
«من نگران محکومیت و حبس همسرم نیستم و محکومیت او مانع اظهار نظر من درباره مسائل کشور نخواهد شد. بیشک شریک و همراه زندگی من این ظلم را نیز تاوان ادامه راهی میداند که مشترکاً برگزیدهایم. دخترانم نیز خدایی دارند مهربانتر و رحیم تر و کریمتر از آن که آنان را نیازمند خلقش کند. من به این میاندیشم نظامی که با این سرعت در سراشیبی سقوط اخلاقی و معنوی حرکت میکند چه سرنوشتی خواهد یافت و این ملت چه تاوان سنگینی از این بابت خواهد پرداخت. من تنها این را میفهمم که آن چه که امروز به نام دین و نظام دینی در این کشور اجرا میشود هیچ نسبتی با دین ندارد و مسئولانی که آمر و عامل این امور هستند هیچ نسبتی با دین و خدای دین ندارند.»
آخرین این نامهها نیز که تاریخ اردیبهشت ماه ۱۳۹۳ را بر خود دارد، حالت نصیحت و توصیه به خود گرفته است آنجا که به آقای خامنهای میگوید در سیاستهای هستهای ایران تسلیم خواسته «جنگطلبان» داخلی نشود.
اما آیا نصیحت رهبر جمهوری اسلامی یا انتقاد علنی از سیاستهای او و نهادهای تحت فرمانش بدون هزینه خواهد ماند؟
او که اجازه درمان هم ندارد
جسم تاجزاده رنجور شده است؛ از گزارشهای فخرالسادات محتشمیپور چنین برمیآید.
پنج سال زندان انفرادی بدون برخورداری از حق معالجه و روزهداری مستمر که اعتراضیست به این وضعیت، لطمههایی جدی به سلامتی او زده است.
یکی از آخرین نوشتههای فخرالسادات محتشمیپور در صفحه فیسبوک او اشارهای به صدمات جسمانی دارد که مجموعهای است از دیسک کمر، آرتروز گردن، نقرس، سینوزیت مزمن، مشکلات گوارشی، فشار خون و مشکل بینایی.
در بخشی از این نوشته که تاریخ ۲۷ خرداد را دارد آمده است:
«طی روزهای اخیر من به شدت پیگیر پرونده پزشکی همسرجان هستم. هیچ مستندی از جانب سپاه و دادستانی و پزشکی قانونی در دست ندارم، اما همه میدانند که او اندکی بعد از عمل جراحی دیسک کمر به زندان فراخوانده شد و همان روز به انفرادی خاصی رفت (یکی از اتاقهای حفاظت اطلاعات اوین). آرتروز گردن هم مزید بر دردها بود که در شکنجهگاه سپاه (دو الف) به دلیل دست درازی صاحبان دستهای ناپاک تشدید شده بود. مشکل نقرس و سینوزیت مزمن و مشکلات گوارشی ظاهرا خیلی آزاردهنده نیستند یا دستکم گزارشی از این ناحیه توسط زندانی خاص جمهوری اسلامی به ما نمیرسد. اما تاری چشم دقیقا محصول دوره انفرادی غیرقانونی و روزهداریهای اعتراضی مستمر اوست…»
ادامه این نوشته نیز به شرح مواجهه زندانبانان با بیماری آقای تاجزاده میگذرد آنجا که نویسنده مینویسد روند درمان «نیمهکاره مانده و توصیه پزشک معالج برای ویزیت ماهانه در بیمارستان و اقدامات لازم، مورد بیاعتنایی محض قرار گرفته است».
باز خانم محتشمیپور در گزارشی دیگر به تاریخ ۱۴ تیر مینویسد:
«بعد از ملاقات [با مصطفی تاجزاده در زندان] میگویند بروید پایین، یک نامه دارید بگیرید. نامه؟ چه میتواند باشد؟ میآیم پایین. نامه همان است که دندانپزشک داده بود برای دادستانی که ضرورت ترمیم دندانهای زندانی خاص بیت شریف [بیت آیتالله خامنهای] را متذکر شده بود و من فاکس کرده بودم [به دادستانی] و حضرت ایشان [دادستان] مرقوم فرمودند مخالفت میشود! خوب شد اصل نامه را نداده بودم دادستانی. دوست دارم این اسناد را ثبت و ضبط کنم برای تاریخ برای آیندگان!»
این میان چیز دیگری به جز حق آزادی، آزادی بیان و انتقاد، نقض میشود که آن حق درمان زندانیست، امری که در زندانهای ایران به یک رویه تبدیل شده است و اکنون در مورد مصطفی تاجزاده ابعادی نگرانکننده پیدا کرده است.
فخرالسادات محتشمیپور در یکی از آخرین پستهایش در فیسبوک نوشته است:
«درمان و انجام اقدامات پزشکی حق مسلم زندانی است.»
