مرکز حامیان حقوق بشر
  • درباره ما
  • خبر
  • گزارش
  • دیدگاه
  • اسناد
    • اسناد داخلی
    • اسناد بین‌المللی
      • غیر الزام‌آور
      • الزام‌آور
  • آموزش
  • حقوق بین الملل
    • سازمان بین المللی کار
      • ساختار سازمان
      • مقاوله نامه ها
      • توصیه نامه ها
  • چند رسانه ای
  • تماس با ما
  • انتشارات
    • بیانیه مشترک – وضعیت وکلا و حق دسترسی به وکیل مستقل
  • English
تريبون آزاد وكلاحقوق بشر به زبان سادهمقالات وکلا

آنچه كه بايد از پناهنده و پناهندگى در دايره حقوق بدانيم

by adminj ژانویه 30, 2014
ژانویه 30, 2014 1,288 views

مركز حاميان حقوق بشر، مهناز پراكند- وكيل دادگسترى

پرسش – آیا پناهندگی تابع قاعده و قانونی است؟

پاسخ – بله پناهندگی تابع کنوانسیون و پروتکلهای الحاقی مربوط به وضع پناهندگان است که در تاریخ ٢٨ جولای ١٩٥١ درسازمان ملل مستقر در ژنو به تصویب رسیده است .

پرسش – “پناهنده” به چه کسی گفته می شود؟

پاسخ – در کنوانسیون مربوط به وضع پناهندگان،” پناهنده” کسی است که:
الف ) تابعیت مشخص و محل اقامت دائمی در کشوری داشته باشد اما کشور متبوع خود و یا کشو محل اقامت دائم خود را به علت ترس موجه از شکنجه شدن به خاطرمذهب، ملیت، عضویت در بعضی ازگروههای اجتماعی یا داشتن عقاید سیاسی ترک کرده و به کشور دیگری پناهنده شده است.

ب ) در کشور سومى غیر از کشور متبوع خود سکونت دارد و به علت ترس موجه از شکنجه شدن به خاطر داشتن عقاید سیاسی یا عضویت در گروه های اجتماعی یا مذهب یا ملیت و یا نژاد، نمی تواند یا نمی خواهد تحت حمایت کشور متبوع خود قرار گیرد و یا به آنجا برگردد.

پ ) محلی معین برای اقامت دائمی در کشوری مشخص دارد اما تابعیت معینی ندارد و محل اقامت دائمش را هم به دلایل جنگ یا خشکسالی یا… ترک کرده و در کشور سومى ساکن شده است و به خاطر ترس موجه از شکنجه شدن به دلايل ملیت، مذهب، نژاد یا داشتن عقاید سیاسی یا عضویت در گروههای اجتماعی نمی تواند و یا نمی خواهد به کشور محل اقامت خود برگردد یا تحت حمایت آنجا قرار گیرد.

پرسش- فرق محل اقامت دائم با محل سکونت در چیست؟

پاسخ – محل اقامت دائم محلی است که مرکز مهم امور شخص در آنجا قرار دارد. مثل اینکه یک شخصی محل اقامت دائم خود را ایران تعیین کرده است وازدواج، طلاق، تولد فرزندانش وروابط مالی و حقوقی وسیاسی خود را تابع قانون ایران بداند اما درکشور دیگری سکونت داشته باشد.

داشتن اقامتگاه دائم این امتیاز را به شخص می دهد که از یک سری حقوق ویژه مثل حق داشتن آزادی رفت وآمد به کشور محل اقامت دائم، حق برخورداری از داشتن اموال غیر منقول، اشتغال به مشاغل دولتی ، شرکت دربرخی انتخابات محلی و… برخوردار باشد.

محل سکونت جايى است که شخص برای سکونت خود انتخاب کرده، در حالی که مرکز مهم امور خود را جای دیگری تعیین کند. صرف سکونت در یک کشور حقی برای ورود و خروج از آن بدون کسب مجوز و یا شرکت در برخی انتخابات محلی و یا تملک اموال غیر منقول و….ایجاد نمی کند.

در حقوق داخلی هم ممکن است فردی محل اقامت دائمش جايی و محل سکونتش جای دیگر باشد. مثلا ممکن است محل کار و اشتغال او تهران باشد اما محل سکونتش اردبیل یا یکی دیگر از شهرهای ایران باشد.

پرسش – فرق محل اقامت دائمی با تابعیت یا شهروندی در چیست؟

پاسخ – تابعیت به حالتی گفته می شود که شخص به عنوان شهروند یک کشور به حساب آید و حق داشتن پاسپورت آن کشور و حق رأی و اشتغال در مناصب مهم کشوری و لشکری از قبیل ریاست جمهوری، وزارت و قضاوت و یا فرماندهی ارتش و خدمت در ارتش را داشته باشد.

گاهی ممکن است شخصی به خاطر شرایط ویژه ای فقط اجازه اقامت دائم برای زندگی در کشوری را داشته باشد. اما از اتباع و شهروندان آن کشور محسوب نمی شود یعنی حق داشتن پاسپورت آن کشور را ندارد ، دولت وظیفه ای در خصوص حمایت از او ندارد او نیز از خدمت در ارتش ویا حق رأی معاف است ونه تنها حق کاندیداتوری برای پستهای مهم کشوری ولشکری ویا اشتغال به قضاوت را ندارد، ازبسیاری حقوق سیاسی اجتماعی دیگرکه مختص اتباع یک کشور است محروم است. مثل شخصی که از پدر ومادری آمریکائی درافغانستان متولد شود ودر ایران بزرگ شود وزندگی کند وبعد از 18 سالگی هم نسبت به کسب تابعیت آمریکا یا افغانستان ویا ایران اقدام نکند، اما بواسطه اینکه سالها در ایران بزرگ شده وزندگی کرده است، حق اقامت دائم در این ایران را بدست آورده باشد .دراصل محل اقامت عادی او کشور ایران است اما تابعیت ایران را ندارد.

پرسش – منظور از ترس موجه چیست؟

پاسخ – منظور از ترس موجه ترسی است که قابلیت توجیه داشته باشد. یعنی ترسی که دلیلی برای باور آن وجود داشته باشد.

پرسش – آیا دلیل یا دلایل موجه بودن ترس فقط به پناهنده وشرایط او مربوط است یا شرایط کشوری که از آن گریخته است برای موجه بودن ترس مؤثر است؟

پاسخ – بدیهی است شرایط موجود در کشوری که پناهنده از آن گریخته است از دلایل توجیه ترس بحساب می آید. همینطور رفتار حاکمان کشور متبوع شخص یا کشوری که در آن اقامت داشته علیه افرادی با داشتن ویژگیهای خاص ” پناهنده شده” می تواند دلیلی برای توجیه ترس بحساب آید. مثلا اگردر کشوری که پناهنده از آنجا آمده است بواسطه جنگ ودشمنی بین قومیتها، مذاهب ویا نژادهای مختلف هر روز تعدادی کشته می شوند یا شکنجه می شوند، در این شرایط ترس از شکنجه یا مرگ موجه محسوب می شود. همینطور اگر در کشوری کسانی که اعتقاد به دمکراسی یا جدائی دین از سیاست دارند مورد آزار وشکنجه قرار گیرند و فردی هم که بعنوان پناهنده از کشور خارج شده است یکی از معتقدین به دمکراسی یا سکولاریته باشد ترس او قابل توجیه وباور است.

یکی دیگر از دلایل” ترس موجه “می تواند شکنجه شدن شخص باشد و دلیل دیگر می تواند “تهدیداتی “باشد که پناهنده در کشورش با آن مواجه بوده یا است.
درواقع شخصی که تقاضای پناهندگی می دهد حداقل سه مسئله را باید ثابت کند :
یکی اینکه : یک عقیده سیاسی یا گروه اجتماعی یا دین،مذهب، ملیت، نژاد خاص در کشورمحل اقامتش وجود دارد که موردغضب حاکمان یا اقوام یا قبایل ویا گروههای سیاسی واجتماعی است .
دوم اینکه ثابت کند اوازاعضای گروه اجتماعی یا سیاسی موصوف ویا ازدارندگان ملیت،دین،مذهب،یا نژادی است که مورد غضب حاکمان یا اقوام وقبایل ویا گروههای سیاسی واجتماعی است .
سوم اینکه: ثابت کند اشخاص یا گروههائی اورا به خاطرداشتن این عقاید یا ویژگیها مورد تعقیب قرار داده اند تا شکنجه اش کنند یا اینکه دلایلی وجود دارد که تهدید به شکنجه ویا مرگ شده است .

پرسش – منظور از شکنجه چیست؟

پاسخ – شکنجه طبق تعریفی که در کنوانسیون منع شکنجه آمده است عبارت است از : “هر عمل عمدي که بر اثر آن درد يا رنج شديد جسمي يا روحي عليه فردي به منظور کسب اطلاعات يا گرفتن اقرار از او و يا شخص سوم اعمال مي‌شود، شکنجه نام دارد.

همچنين مجازات فردي به خاطر عملي که او يا شخص سوم انجام داده است و يا احتمال مي رود که انجام دهد، با تهديد واجباروبر مبناي تبعيض باشد وهر نوع درد و رنجی که بر فرد وارد شود و به تحريک و ترغيب و يا با رضايت و عدم مخالفت مامور دولتي و يا هر صاحب مقام ديگر انجام گيرد، شکنجه تلقي مي شود.”
پس به زبان ساده تر وبا عباراتی روشن تر شکنجه دو وجه دارد جسمی و روحی که ممکن است :

1 – برای گرفتن “اقرار” از شخصی، اعمالی بر روی او ویا دیگری انجام گیرد که موجب وارد شدن درد شدید جسمی ویا روحی بر او شود. بنابراین ازنظرکنوانسیون منع شکنجه، هرگونه عملی که برای گرفتن اقرار صورت گیرد وباعث شود که فرد درد ورنج شدید جسمی یا روحی را تحمل کند شکنجه تلقی می شود. مثلآ برای اینکه از آقای “الف” را وادار به “اقرار “کنند، دوست او یا یکی از خویشاوندان اورا در مقابلش شکنجه کنند وبدین ترتیب موجب آزار روحی او شوند. اگر چه آآقای “الف “خودش شخصآ از نظر جسمی شکنجه نشده است اما شکنجه کردن دوست یا خویشاوندش درمقابل چشمان او از مصادیق شکنجه روحی قلمداد می شود.

2 – هر گاه مجازات فردی همراه با تهدید واجبار وبرمبنای تبعیض باشد شکنجه تلقی می شود. مثلآ هرگاه کسی را بخاطر دزدی علاوه بر زندان کردن مجبور کنند که برای مأمورین در زندان جاسوسی کند یا او را تهدید کنند وشرایطی در زندان برایش ایجاد نمایند که دیگر زندانیان از او کناره گیرند وهمه این رفتارها واعمال موجب ناراحتی ودرد روحی اوشود .این اعمال از مصادیق روشن شکنجه محسوب می شوند. مثال دیگر دو نفر باهم مرتکب جرمی شوند یکی مسلمان ودیگری غیر مسلمان باشد و از نظر قانونی برای هر یک از آنها مجازات یکسانی مثل زندان در نظر گرفته شود اما درهنگام اجرای مجازات آن یکی را که غیرمسلمان است با تهدید واجبار وادارنمایند درهنگام غذا خوردن تنها وجدای از دیگران غذایش را بخورد این از مصادیق شکنجه روحی و موجب درد شدید روحی بر او تلقی می شود. چرا که بخاطر اعتقاداتش مورد تبعیض قرار گرفته و مجازاتش همراه با تهدید واجبار وتحقیر بر مبنای تبعیض شده است.

3 – ممکن است فردی بخاطر غیر مسلمان بودن مورد آزارواذیت عده ای قرار گیرد ویا در جامعه ودر محل کار یا زندگی اش با تهدید و یا اجبار مواجه شود ومسئولین ومقامات دولتی واکنشی نسبت به تهدیدات وزورگوئیهای دیگران علیه او نشان ندهند ویا اینکه اساسآ تهدیدات وفشارها با تحریک وترغیب مقامات صورت بگیرد .در این صورت نیز چنانچه این تهدیدات وزورگوئیها موجب درد شدید روحی فرد غیر مسلمان شود شکنجه مصداق یافته است.

4 – هر نوع آزار کلامی وغیر کلامی مثل نگاه کردن از روی تحقیر وتهدید و…که موجب آزار واذیت روحی فرد شود شکنجه تلقی می شود.مثلآ وقتی هم جنسگرائی در کشوری به صورت تابوئی است که موجب برخوردهای تحقیر آمیز ووتوهین آمیز وگاه تهدید به مرگ یا شکنجه از طرف حکومت ومردم میشود در این گونه جوامع حتی نگاههای مردم به چنین فردی آزار دهنده واز مصادیق شکنجه تلقی می شود.

پرسش – فرق بین اشخاصی که پناهجو، پناهنده و یا تحت حمایت هستند چیست؟

پاسخ – با توجه به کنوانسیون مربوط به وضعیت پناهندگان وموازین حقوق بین الملل “پناهجو” به کسی اطلاق می شود که به منظور کسب پناهندگی کشور خود را ترک کرده ودرشعبه کمیساریای عالی سازمان ملل در کشور ثالث تقاضای پناهدگی داده است .

” پناهنده” کسی است که کمیساریای عالی سازمان ملل با تقاضای او موافقت کرده واورا پناهنده محسوب کرده است تا با پذیرش از طرف یکی از کشورهای عضو به آن کشور منتقل شود .
“تحت حمایت” فردی است که با پناهندگی او موافقت نشده اما کمیساریای عالی حمایت از او را ضروری تشخیص می دهد و او راتحت حمایت خود قرار داده از اعاده او به کشور متبوعش جلوگیری می کند .

پرسش – آیا مقررات این کنوانسیون در مورد همه افراد حتا کسانی که بر سر قدرت بوده اند اجرا می شود؟

پاسخ – در بند “و” ماده “1” این کنوانسیون آمده است که مقررات پناهندگی موضوع کنوانسیون مربوط به حقوق پناهندگان در مورد سه دسته از افراد اجرا نمی شود:

الف- کسانی که مرتکب جنایت علیه صلح یا بشریت و یاجنایت جنگی شده اند. مثل عمر البشیر که به جرم جنایت علیه بشریت تحت تعقیب است.

ب – کسانی که مرتکب جنایتی در کشور خود یا دیگر کشورها شده باشد که مشمول مجازات عمومی می باشد.مثل کسی که مرتکب قتل عمدی شده وبرای فرار از اجرا ی مجازات درخواست پناهندگی داده باشد.

پ – کسانی که مرتکب اعمالی مغایر با مقاصد واصول ملل متحد شده باشند. مقاصد واصول ملل متحد در منشور ملل متحد به روشنی ذکر شده که یکی از آنها حفظ صلح وامنیت بین المللی است پس کسی که مرتکب عملی شود که صلح وامنیت بین المللی را بر هم زند نمی تواند از مقررات کنوانسیون مربوط به حقوق پناهندگان برخوردار شود .مثلآ کسی که بمب اتم بسازد وداوطلبانه ان را دراختیار دولتی قرار دهد که برخی کشورها را تهدید به استفاده از آن کرده وامنیت بین المللی را برهم زند.

پرسش – آیا مقررات کنوانسیون درهیچ شرایطی در مورد پناهندگان غیر قابل اجرا نمی شود؟

پاسخ – کنوانسیون مربوط به پناهندگی در موردهمه کسانی اجرامی شود که توانسته باشند ثابت کنند شرایطی در کشور محل اقامتشان یا کشور متبوعشان وجود دارد که بودن آنها در آنجا خطر شکنجه و ورود درد شدید جسمی وروحی برای آنها وجود دارد. به سخن روشن تر مقررات کنوانسیون فقط در مورد پناهجویان و پناهندگانی قابل اجراست که از کشور خود خارج شده و تحت عنوان پناهجویا پناهنده ویا تحت حمایت کمیساریای عالی قرار گرفته است .

البته در کنوانسیون مواردی پیش بینی شده که مقررات کنوانسیون در مورد آنها قابل اجرا نیست واین موارد مربوط است به پناهندگانی که بواسطه اتفاقات قبل از 1951در اروپا به کشورهای دیگر پناهنده شده اند.
مواردی که در کنوانسیون آمده است عبارت است از اینکه:

الف – اگر پناهجو یا پناهنده درحالی که دوران پناهجوئی یا پناهندگی ویا تحت الحمایه ای خود را طی می کند بدون هیچ اجباری از طرف کشور پناهنده پذیر یا از طرف کمیساریای عالی و به اراده واختیار خود به کشور متبوع یا کشوری که در آن زندگی می کرد، برگردد مثلآ در حالی که پاسپورت مخصوص پناهندگان را دریافت کرده است به اختیار خود مجددآ به کشوری که بخاطر ترس از شکنجه از آنجا فرار کرده برگردد .
در واقع در شرایطی قرار گیرد که شرایط پناهجوئی یا پناهندگی ویا تحت حمایت بودن او از بین برود.

ب – در دوران پناهجوئی یا پناهندگی یا دورانی که تحت حمایت کمیساریای عالی قراردارد، داوطلبانه خود را تحت حمایت دولت کشور متبوع خود یا کشور محل اقامت دائمش قرار دهد. مثلآ در حالی که پاسپورت کشور پناهنده پذیر یا برگه پناهجوئی را دارد به سفارت کشور متبوع خود یا کشوری که قبلآ در آنجا زندگی می کرده مراجعه واز آنها تقاضای حمایت و کمک به بازگشت كند.

پ – بعد از اینکه تابعیت کشور ثالث را دریافت کرد دوران پناهندگیش خاتمه یافته و دیگرعنوان پناهنده به او اطلاق نمی شود وهمانند شهروند کشور مزبور تلقی می شود بنابراین مقررات کنوانسیون در این وضعیت در مورد این شخص قابل اجرا نیست.

ت – شرایطی که با پناهندگی فرد بخاطر آن شرایط موافقت شده است، تغییر کند .مثلآ اگر با پناهندگی فردی بخاطر حاکمیت حکومتی دیکتاتور وخشونت طلب در کشور متبوعش یا کشور محل اقامتش موافقت شده باشد وبعد از گذشت چند ماه تغییراتی در سیستم حکومتی آن کشور ایجاد شده وحکومتی دمکرات بر سر کار اید به نحوی که دیگر خطری فراریان از کشور را تهدید نکند و دولت متبوع پناهنده اعلام نماید که حاضر به حمایت از اشخاص فراری وپناهندگان به کشورهای ثالث حمایت خواهد کرد . حال اگر در این وضعیت پناهنده از قبول حمایت دولت متبوع خود خودداری کند، در این صورت نیز از وضعیت پناهنده بودن خارج می شود ومقررات کنوانسیون در مورد او قابل اجرا نخواهد بود.

پرسش – منظور از اینکه مقررات کنوانسیون قابل اجرا نیست یعنی چه؟

پاسخ – منظوراین است که اگر شخصی بعنوان پناهنده پذیرفته شده ویکی از شرایط بالا در مورد او ایجاد شود ومثلآ به کشور خود باز گردد، دیگر او حق ندارد از پاسپورت ویژه پناهندگان که قبلآ برایش صادر شده بوده استفاده نماید. یا اینکه اگربا از بین رفتن اوضاع واحوالی که باعث شده بود با پناهندگی او موافقت شود دولت متبوعش یا دولتی که در کشور محل اقامتش بر سر کار آمده اعلام نماید که همه کسانی که به کشورهای دیگر پناهنده شده اند در صورت بازگشت به کشور ازحمایت دولت برخوردار خواهند شد. در این وضعیت اگر پناهنده ای حمایت دولت خودش را نپذیرد و از بازگشت به کشور خود امتناع کند در این صورت نیز اواز وضعیت پناهنده بودن خارج شده وحق ندارد از پاسپورتی که بعنوان پناهندگی برایش صادر شده بود استفاده نماید .همچنین مقررات و حقوق مربوط به پناهندگان در کشور پناهنده پذیر شامل حال او نمی شود.

البته بنظر می رسد بواسطه مرورزمان و طی شدن شرایط کسب تابعیت برای آن دسته از پناهندگان خود بخود این بخش از مقررات کنوانسیون قابلیت اجرائیش را از دست داده است.

پرسش – آیا همه کشورهای دنیا مکلف به پذیرش پناهنده هستند؟

پاسخ – همه کشورهائی که کنوانسیون را امضاء کرده اند مکلف هستند که مقررات آن را در مورد پناهجویان وپناهندگانی که وارد کشورشان می شوند اجرا نمایند.

پرسش – چه وظایفی دولتهای پناهنده پذیردرقبال پناهندگان دارند؟

پاسخ – طبق ماده 2 کنوانسیون وظایفی به صورت کلی برای کشورهای پناهنده پذیرفته شده در نظر گرفته شده است که عبارتند از:
الف – عدم تبعیض در مورد پناهندگان: دولتها موظفند مقررات کنوانسیون را بدون هیچ تبعیضی از نظر نژاد، یا مذهب ویا سرزمین در مورد پناهندگان اجرا کنند.
ب – آزادی پناهندگان در داشتن دین ودادن تعلیمات مذهبی به فرزندان خود : دولتهای پناهنده پذیر موظفند پناهندگان را در اجرای امور دینی و آموزش تعلیمات مذهبی به فرزندان خود آزاد بگذارند و با آ«ان رفتاری در حد رفتار با اتباع خود داشته باشند. مثلآ اگر در کشوری اتباع یهودی، مسلمان یا دیگر ادیان آن کشور حق داشتن عبادتگاه خاص خود یا مدارس ویژه داشته باشند، دولت آن کشورموظف است همین امکان را برای پناهندگانی که پذیرفته است نیز قائل باشد.

پرسش – آیا دولتهای پناهنده پذیر فقط ملزم به رعایت مقررات کنوانسیون هستند ونمی توانند حقوقی بیشتر از آ«چه در کنوانسیون آمده برای پناهندگان قائل شوند؟

پاسخ – خیر، چنین نیست وبر اساس ماده 5 کنوانسیون، دولتها آزاد هستند تا هر گونه حقوق ومزایائی که لازم باشد خارج از حدود این کنوانسیون به پناهندگان بدهند ومقررات کنوانسیون و احصای برخی حقوق در کنوانسیون مانع از این نیست که دولتها بخواهند حقوق ومزایائی بیش از آنچه در کنوانسیون آمده است به پناهندگان اعطاء کنند .
مثلآ درماده 5 کنوانسیون آمده است : « دولتها موظفند پناهندگان را در داشتن دین ودادن تعلیمات لازم به فرزندانشان آزاد گذاشته ولااقل مثل اتباع خود با آنها رفتار نمایند»
خب حال اگر در یک کشور پناهنده پذیراجرای شعائر دینی ومذهبی در ساعات کار ودر محیط کار ممنوع باشد ولی دولت آن کشور به پناهندگان مسلمان اجازه داده باشد که بتوانند در محلی از محیط کار ودر ساعات کاری نماز یومیه خود را در به پا دارند، بر اساس ماده 5 کنوانسیون این امتیازی که به پناهدگان مسلمان داده شده مغایر با مقررات کنوانسیون نیست.

پرسش – پناهندگان چه وظایفی در قبال دولتها وکشورهای پناهنده پذیر دارند؟

پاسخ – طبق ماده 5 کنوانسیون هر پناهنده باید دو امر مهم را در نظر داشته باشند وبه آن عمل کند.
الف – قوانین و مقررات حاکم را در کشوری که اورا بعنوان پناهنده پذیرفته است رعایت کند. مثلآ اگردرکشور پذیرنده نوشیدن نوشیدنی الکلی فقط در محلهای خاص ویا در منازل مجاز است ونوشیدن آن درخیابانها یا محلهای رفت وآمد عموم و یا وسائل نقلیه عمومی ممنوع است، شخصی که در آن کشور بعنوان پناهنده پذیرفته شده وزندگی می کند نیز باید به قوانین احترام گذاشته واز نوشیدن مایعات الکلی در محلهای ممنوعه خودداری کند.

ب – اعمال ورفتار خود را با اقداماتی که برای حفظ نظم عمومی کشور پذیرنده بعمل می آید تطبیق دهد. مثلآ چنانچه دولتی برای حفظ نظم عمومی جامعه سربریدن حیوانات را در محلهای عمومی و درغیرازمحلهای تعیین شده برای این کار مثل خیابان ویا محل زندگی اشخاص منع کند اگرچه تحت عنوان قربانی کردن ودر راستای اعتقادات مذهبی باشد، پناهنده مسلمان موظف است این مقررات را رعایت کرده و برای حفظ نظم عمومی آن کشور از قربانی کردن حیوانات در محلی غیر از محلهای تعیین شده خودداری كند.

پرسش – فرق یک پناهنده با یک فردی که بعنوان کار یا به هر دلیل دیگری در کشور دیگری زندگی می کند چیست؟

پاسخ – حطی، خشکسالی، جنگ و…مجبور به ترک وطن وپناهنده شدن به کشور دیگری می شود .اما یک فردی که برای کار یا تحصیل ویا سکونت به کشور دیگری می رود دلایل و اجبارهای یک پناهنده را ندارد وخودش با برنامه ریزی قبلی و به اراده و هزینه خود کشوری را انتخاب وبه آنجا سفرمی کند .در صورتی که یک پناهنده به اجبارو برای نجات جان خود یا خانواده خود از کشور فرار می کند و در بسیاری از موارد ممکن است هیچ نقشی در تعیین کشوری که قرار است در آنجا زندگی کند نداشته باشد.

پرسش – آیا کشورها می توانند فرقی بین پناهندگان با مهاجران قانونی آن کشور بگذارند؟

پاسخ – از نظر کنوانسیون پناهندگی همه باید از شرایط یکسانی در خصوص شرای مربوط به مدت و نحوه اقامت موقت یا دائم بر خوردار باشند و از این نظرها دولتها نمی توانند هیچ فرقی بین مهاجرین و پناهندگان قائل شوند . مثلآ اگر طبق قانون یک کشوری شرط دادن اقامت دائم به یک خارجی این است که او مدت سه سال متوالی در آن کشور سکونت داشته ویا به شغل وکار مشخصی اشتغال داشته باشد، در این صورت او می تواند تقاضای صدور مجوز اقامت دائمش را در آن کشور بنماید. این قانون شامل حال پناهندگان هم می شود یعنی پناهندگان نیز می توانند بعد از گذشت سه سال سکونت در آن کشورتقاضای صدور مجوز اقامت دائم را در آن کشور را نمایند واز این نظر فرقی بین این دو دسته از خارجیان در آن کشور نباید باشد.

پرسش- منظور از « اصزلاح در شرایط یکسان» که در کنوانسیون امده است چیست؟

پاسخ – منظور از این اصطلاح در واقع این است که در صورتی که کشورها شرایطی را در مدتی معین برای اخذ اقامت دائم تعیین کرده باشند و مقرر شده باشد که با حصول آن شرایط و پس از سپری شدن آن مدت مهاجرین می توانند تقاضای اقامت دائم نمایند، این مدت شامل پناهندگان نیز می شود بدون اینکه شرایط مربوط به مهاجرین در مورد پناهندگان مؤثر باشدط کسانی می توانند اقامت دائم آن کشور را بگیرند که مدت سه سال در آن کشور کار کرده ومالیات پرداخته باشند .ا داشته باشد می تواند تقاضای اقامت دائم کند . اما در مورد پناهندگان ممکن است اصلآ پناهنده ای قادر به کار نباشد وطبیعی است که بدون کار نمی تواند مالیات بپردازد. « اصطلاح شرایط یکسان » می گوید در این گونه موارد برای دادن اقامت دائم به پناهندگان همان مدت سه سال اقامت در نظر گرفته شود و نباید شرط اشتغال به کار وپرداخت مالیات لحاظ شود. چرا که طبیعت پناهندگی با طبیعت مهاجرت متفاوت است ومسلم است که برخی از پناهندگان توانمندیها وشرایط مهاجرین را ندارند از این رو پناهندگان برای برخورداری از حق اقامت دائم باید فقط از نظر مدت اقامت ونحوه آن ( مثلآ اقامت سه سال متوالی یا متناوب) از شرایط یکسانی با مهاجرین برخوردار باشند .
پرسش – کدام یک از ارگانهای سازمان ملل عهده دار رسیدگی به وضعیت پناهندگی وپناهندگان است؟
پاسخ – تنها ارگان سازمان ملل که به امر پناهندگی ورسیدگی به وضعیت پناهندگان می پردازد ” کمیساریای عالی سازمان ملل است. این ارگان در بیش از 100 کشور دفتر دارد که محل مراجعه پناهجویان و به عبارت دیگر اشخاصی است که بنا به دلایل سیاسی – اجتماعی – اقتصادی – جنگ و…ترس از شکنجه و مرگ از کشور خود گریخته اند.

پرسش – تنها راه درخواست پناهندگی خروج از کشور ومراجعه به یکی از دفاتر کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگی است؟

پاسخ – خیر، مراجعه به دفاتر کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگی در واقع یکی از راههای جلب حمایت این ارگان سازمان ملل است والبته یکی از راههایی است که بیشترین مورد از پروژه های این ارگان را تشکیل می دهد کشور . یکی دیگر ازطرق درخواست پناهندگی مراجعه به سفارت کشور ثالث و ارائه درخواست بطور مستقیم به کشور مزبور ویا مراجعه به پلیس یا مرکز پذیرش پناهندگی کشورها در هر کشوری از راههای دیگری است که می توان برای این امر انجام داد.

پرسش – سند مسافرت چیست؟

پاسخ – سند مسافرت سندی است که کشور پذیرنده پناهنده برای او صادر می کند .معمولا این سند در قالب گذرنامه است ولیکن رنگ جلد این اسناد بسته به اجتماعی بودن پناهندگی یا سیاسی بودن آن متفاوت است.رنگ آبی برای سند مسافرت پناهندگان اجتماعی و رنگ سبز برای پناهندگان سیاسی تعیین شده است.

پرسش – آیا پناهندگان در کشور پذیرفته شده حق کار، مسکن، تحصیل و مراجعه به دادگاهها در صورت بروز اختلاف را دارند؟

پاسخ – بله طبق مقررات کنوانسیون مربوط به پناهندگان دولتهای پناهنده پذیر متعهد شده اند که تا سر حد امکان استفاده از این گونه امکانات را برای پناهندگان فراهم سازند. و در امور مربوط به قوانین کار از قبیل ساعات کار، اضافه کارف مرخصی ، حداقل سن برای اشتغال، بیمه اجتماعی و.. با پناهندگان رفتاری مطابق با رفتاری داشته باشند که با اتباع خود دارند.

پناهنده و پناهندگىحقوق بشر به زبان سادهمركز حاميان حقوق بشرمهناز پراكند
0
FacebookTwitterPinterestTelegramEmail

Related Posts

قوه قضائیه جایگاه واقعی خود که همانا دادگستری...

تریبون آزاد وکلا حمله به نشست وکلای دادگستری...

یاد و خاطرات مهری جعفری همواره مانا و...

تریبون آزاد وکلا محکومیت وکیل علی کردی را...

تایید حکم ۳۰ سال زندان امیر سالار داوودی،...

اعتراض اعضای تریبون آزاد وکلا به آئین‌نامه اجرائی...

اعتراض تریبون آزاد وکلا به تشکیل پرونده قضایی...

نامه 101 وکیل دادگستری به ابراهیم رئیسی برای...

اعتراض تریبون آزاد وکلا به طرح اتهام نشر...

واکنش تریبون آزاد وکلا به اعتصاب غذای امیرسالار...

Leave a Comment

برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.

News

  • سلول انفرادی برای هر موجود زنده‌ای شکنجه است/ گفتگو با نرگس محمدی

    می 31, 2021
  • کابوس شبانه

    آوریل 22, 2017
  • یاد و خاطرات مهری جعفری همواره مانا و زنده است

    آگوست 12, 2021
  • کنوانسیون آزادی اجتماعات

    فوریه 13, 2014
  • مرگ در زندان؛ ردپای شکنجه

    جولای 21, 2014

تریبون

  • كاوه بهشتي زاده وكيل معاضدتي سال در انگلستان شد

    جولای 7, 2017
  • تحلیل حقوقی قانون جرایم رایانه ای به زبان ساده- قسمت هشتم

    آگوست 19, 2014
  • Facebook
  • Twitter
  • Instagram
  • Youtube

@2020 - All Right Reserved. CSHR.ORG.UK

مرکز حامیان حقوق بشر
  • درباره ما
  • خبر
  • گزارش
  • دیدگاه
  • اسناد
    • اسناد داخلی
    • اسناد بین‌المللی
      • غیر الزام‌آور
      • الزام‌آور
  • آموزش
  • حقوق بین الملل
    • سازمان بین المللی کار
      • ساختار سازمان
      • مقاوله نامه ها
      • توصیه نامه ها
  • چند رسانه ای
  • تماس با ما
  • انتشارات
    • بیانیه مشترک – وضعیت وکلا و حق دسترسی به وکیل مستقل
  • English
  • درباره ما
  • خبر
  • گزارش
  • دیدگاه
  • اسناد
    • اسناد داخلی
    • اسناد بین‌المللی
      • غیر الزام‌آور
      • الزام‌آور
  • آموزش
  • حقوق بین الملل
    • سازمان بین المللی کار
      • ساختار سازمان
      • مقاوله نامه ها
      • توصیه نامه ها
  • چند رسانه ای
  • تماس با ما
  • انتشارات
    • بیانیه مشترک – وضعیت وکلا و حق دسترسی به وکیل مستقل
  • English
@2020 - All Right Reserved. CSHR.ORG.UK